مقالات/زمامداری درنگاه او    
زمامداری در نگاه او

? سید احمد حسینی


اکنون که به لطف خداوند و عنایات حضرت حق، سایه شوم جنگ و بی عدالتی، ظلم و ستم و برادرکشی از سرزمین و کشور ما زائل و فضای تفاهم و همدلی، برادری و برابری، رشد و بالندگی ، ایجاد و نورامید در دل ملت و مردم مومن و قهرمان ما تابیده و حکومت جمهوری اسلامی که آمال و آرزوی ملت ما بود تحقق یافته است ضمن سپاس از پروردگار عالمیان و تقدیس مقام ربوبی حضرت حق خاطرنشان می شود که زمامداران کشور و ملت مومن و خداجوی ما در بوته آزمایش دیگری قرار گرفته اند تا ننگ جنگهای داخلی و حکومت متحجر طالبانی را، با درایت و تدبیر، جدیت و دلسوزی، ایمان و وفاداری و اتحاد و همدلی، زدوده، دست در دست هم وطن خویش آباد، گامهای ترقی و پیشرفت را استوارانه بردارند زیرا لنت و قانون طبیعی خداوند نابودی قومی و جانشین و برقدرترساندن گروه دیگر است تا چگونه عمل نمودن آنها را به نظاره بنشیند.
با توجه به مطالب فوق و اهمیت حکومت و زمامداری در جهان اسلام و ضرورت عدالت در سرزمین خسته افغانستان، اشاره هر چند گذرا به زمامداری و وظایف خطیر زمامدار، عمل بایسته ای به نظر می رسد از این رو به نهج البلاغه علی که بخشی از آن به عنوان تنها سند عدالت گستر در جهان امروزی، در سازمان ملل متحده ثبت گردیده است، نظر می افکنیم.
زمامداری امانت الهی
از آنجا که زمامداری در اسلام ما سنتی است از سوی مبدا عالم خلقت، حفظ و نگهداری آن از واجبات موکد، زمامداران و فرمانروایان و مسئولین لشکری و کشوری باید بکوشند تا حق این مهم را به نیکی پاس داشته از هرگونه افراط و تفریط و اعمال غیر مسئولانه دوری نمایند.
امیر سخن آن بزرگ زمامدار اسلام ، فرمانروای امین، حاکم بی بدیل ، مرد حق طلب خطاب به فرمانروای خویش می نگارد:
مسئولیت برای تو طعمه نیست بلکه امانتی است برگردن تو، در مورد رفتار تو به من گزارشی رسیده است اگر چنین باشد، پروردگارت را خشمگین، امام خویش را نافرمانی و امانت خود را کوچک شمرده و تباه نموده ای.
آری علی در این بیان رسا، شلاق انتقاد را بر جان فرمانروای متخلف نواخته و به شدت از او حساب رسی نموده یادآور می شود که حساب رسی خداوند سخت تر خواهد بود.
امروزه متاسفانه بسیاری مسئولیت را فرصتی پنداشته برای رشد و ترقی مادی خویش و به موقعیت رساندن اطرافیان بکار می گیرند در حالی که اگر به آموزه های دینی توجه کنند به روشنی خواهند فهمید که آن امانتی است مهم که باید پالش داشت و ابزاری است شکوهمند که باید در خدمت خلق بکارش برد.
خدمت نه ریاست
مهمترین فلسفه زمامداری خدمت به مردم، عینیت بخشیدن عدالت اجتماعی، حمایت اقشار ضعیف، کم درآمد جامعه است، نه ریاست و آقایی یا بهره گیریهای شخصی که اگر چنین شد به لنگه کفش بی مقدار برابری نمی کند ابن عباس که دید توهم آمیز دارد از این مقایسه سخت در شگفت می شود! یا للعجب، امارت کجا و لنگه کفش وصله دار کجا؟ اینجاست که امام، اصل کلی و جاویدی را در دو جمله کوتاه و مهم بیان می فرماید (که سزاوار است مبنای تمام حکومتها و نصب العین همه زمامداران در طول زمان قرار گیرد):
سوگند به خدا این لنگه کفش برایم دوست داشتنی تر از حکومت و فرمانروایی بر شما است مگر حقی را بر پا یا باطلی را از میان بردارم.
سخن فوق بیانگر این حقیقت است که خلافت و فرمانروایی به خودی خود ارزش و بهایی ندارد، مسئولیت زمانی معنی می شود که هدف از آن اقامه حق و محو نمودن باطل و بسط عدالت و مهرورزی در جامعه اسلامی باشد.
ویژگیهای زمامدار
چنانکه از مدارک اسلامی و شیوه رهبران اسلام استفاده می شود، زمامدار در حکومت اسلامی باید دارای ویژگیهای باشد که به مواردی از آن ذیلا اشاره می شود:
ویژگی اول: تقوی و پرهیزکاری:
این خصوصیت در فرمانروایان و مسئولین از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا آنها صاحبان قدرت بوده دستشان برانجام هر کاری باز است اگر وسیله کنترلی بنام ایمان و تقوی نداشته باشند قطعا افسادشان از اصلاح بیشتر خواهد بود و اگر زمامدار فاسد شد رعیت نیز به فساد و تباهی نزدیک و نزدیکتر خواهد شد تاریخ خلفا و سلاطین و زمامداران فاسد، ماید این مدعا و جمله معروف «الناس علی دین ملوکهم» نیز بیانگر این حقیقت است.
اهمیت این موضوع تا آنجاست که مثل علی (ع) در اولین جمله از دستورالعمل مهم خویش به آن اشاره نموده به رعایت تقوی و ترس از پروردگار عالم و تقدم اطاعت خدا فرمان می داند.
زمامدار باید سپر محکمی از تقوی و پرهیزکاری بسازد تا مغرور قدرت سرمست مقام، غرق گناه و بی عفتی نگشته، کشتی به گل نشسته است اسلام را به ساحل نجات رهنمون باشد.
ویژگی دوم: کوشش برای یاری دین
اگر دین درست تعریف شود و آموزه های آن به خوبی بیان و اجرا گردد جامعه را به سوی انسانیت و معنویت، رشد و بالندگی و نهایتا مدینه فاضله سوق خواهد داد.
از سوی دیگر چون حاکم در راس جامعه، هدفش نیز اصلاح امور مادی و معنوی آحاد جامعه اسلامی است از این رو وظیفه دارد قانون کشور و احکام نورانی شریعت اسلام را برای تحقق یک جامعه ایده آل و آرمانی اجراء نموده در این راه از هیچ کوشش دریغ ننماید.
با این بیان بار دیگر چشم خویش را به گنجینه کلام ارباب سخن جلا می دهیم:
آنجا که خطاب به مالک اشتر می نگارد:
مالک وظیفه دارد با دست و زبان و دل، (دین) خدا را یاری نماید چنانکه خدای عزیز نیز یاری دهنده (دینش) را یاری خواهد کرد و هرکس عزت او را حفظ کند خداوند نیز عزتش خواهد داد.
پس بالاترین عمل برای زمامدار که موجب عزت و سربلندی و دوام دولت او خواهد بود، یاری دین خدا و حفظ حریم الهی است.
ویژگی سوم: اصلاح امور مادی و معنوی مردم
از وظائف مهم حاکم در بیان امیر بیان، اصلاح مردم و آبادانی شهرها و بلاد اسلامی است چنانکه می فرماید:
به اصلاح اهل مصر بپرداز شهرها و بلاد آنها را آباد نما. یعنی آنها را به دین خدا آشنا و به تکالیف شرعیه و اخلاق اسلامی و اعمال نیک وادار کن و در آبادانی شهرها همت گمار.
از گفتار فوق می توان نتیجه گرفت که اسلام خواستار توسعه همه جانبه، در امور مادی و معنوی انسانهاست، تلاش برای رشد فکری و فرهنگی جامعه، تعالی بخشیدن کرامتهای انسانی، کوشش برای اقتصاد پویا و مستقل، بنای شهرها و مدن، توسعه سیاسی و نظام پایدار، از جمله آموزه ها و تعالیم دین اسلام بوده که اجرای این مهم به عهده حاکم متعهد، زمامدار خدوم و فداکار است.
ویژگی چهارم: ساده زیستی
تجمل گرایی، زراندوزی و تشریفات در اسلام سخت مورد نکوهش و از اسراف و تبذیر به زشتی یاد شده است در حالی که ساده زیستی و بی آلایشی مورد ترغیب و ستایش، همگان به رعایت آن فراخوانده شده اند.
حاکم اسلامی و مسئولین مسلمان نیز از این امر جدا نبوده و باید با مردم، در میان مردم بوده همانند اقشار متوسط جامعه زندگی ساده و خالی از تشریفات داشته باشند از تجمل گرایی و سوء استفاده از قدرت پرهیز نموده فقط به انجام بهتر وظیفه بیندیشند.
حضرت علی آن الگوی ساده زیستی و تقوی خطاب به عثمان ابن حنیف حاکم بصره می نویسد:
گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم، و ثروتمندانشان (با غرور) فراخوانده می شوند.
نکته مهمی که از گفتار فوق بدست می آید این است که زمامدار نه تنها خود باید ازتجملات و حیف و میل اموال عمومی اجتناب، بلکه از ارتباط و مراورده با مترفین و ستمکاران که رعایت عدالت اجتماعی را نمی نمایند نیز باید برحذر و قباحت و زشتی اعمال آنها را در نظرشان جلوه گر باشد.
از طرفی حاکم اسلامی باید بیش از به همه به فکر اقشار ضعیف و آسیب پذیر جامعه بوده از هیچ تلاشی در رشد و ترقی و پیشرفت آنان دریغ نکرده از امور آنان حتی به همین مقدار غافل نگردد.
سیره علوی در زمامداری
هرگز با اسکورت حرکت نمی کرد اجازه نمی داد دیگران پشت سرش حرکت نمایند به بزرگ قومی که پشت سرش حرکت می کرد فرمود: برگرد که پیاده راه رفتن فردی مانند تو (که مورد احترام قبیله ات هستی) با مثل من (که سواره حرکت می کنم) برای مومن موجب ذلت و برای والی باعث فتنه است
به فرمانروای مصر می نویسد:
با مردم با عدل و انصاف رفتار کن زیرا آنها ، یا برادران دینی تویند یا در خلقت با تو شریک و همانند تو انسانند.
نتیجه:
اسلام دینی است که در همه امور بشری طرح و برنامه دارد. طرفدار رشد و بالندگی انسان ها در همه امور مادی و معنوی است، همه انسانها در خلقت و حکومت شریک و از حقوق مساوی برخوردارند هیچ حاکم و مسئولی حق ندارد به بهانه گرایشهای مذهبی و فکری، نژادی قومی دست به اعمال تبعیض آمیز و خشونت بار بزند.
اسلام دین منطق و برهان عطوفت و مهربانی و مهرورزی است نه دین خشونت و ترور آنگونه که دیگران پنداشته اند، بیگانگان مغرض، گروهکهای افراطی درون دینی، باید بجای گفتار و رفتار نابخردانه، اتهام آیین مقدس اسلام، ستون اصلی دین را بخوانند، اصول فرمانروایی در اسلام را بنگرند تا بدام قضاوتهای باطل و اقدامات جاهلانه نیافتند.












 

 
 

?

??شبکه ترور صیونیسم??زمامداری در نگاه او


 
وب مطالعات افغانستان

آرشیو مطالب