|
آیا
کندولیزا رایس خالق محور شرارت نیست؟
امریکا به یک دشمن جدید و یک حادثه بزرگ نیاز داشت تا
سمتگیری این کشور پس از فروپاشی شوروی در جهان را توجیه
کند. حادثهای به مراتب بزرگتر و جدیتر از جنگهای
جداییطلبانه یوگسلاوی و یا معضل خاور میانه.
یازده سپتامبر حادثهای از پیش تعیین شده نیست، اما برای
کشور و دولتی نظیر امریکا میتواند قابل پیش بینی باشد.
وقتی برجهای دوقلو تنها در غفلت 30 ثانیهای نیروی هوایی
و دفاع موشکی امریکا فرو ریخت، رایس در غیاب مردان
حادثهجو، با آرامش خاطر دست به کار نظریهپردازی مبارزه
با شر جدید جهان یعنی تروریسم بینالمللی شد. او چنان
گزارشهایی تهیه کرد که مردان در شر بودن یکدیگر تردیدی
نداشته باشند. شاید به این دلیل که نویسنده از جنس آنان
نبود، برای آنچه میخواستند باور کنند باید سوگند یاد
میکرد. آیا امریکاییان از زندگی افغانها خبر نداشتند؟ و
آیا نمیدانستند صدام چگونه موجودی است و چه سلاحهایی
دارد؟
این هنر در ذات زنان است که همواره موفق میشوند از قدرت
عاطفه خویش برای متقاعد کردن سرسختترین مردان در لحظان
بحرانی استفاده کنند، و رایس یک هنرمند بود. پدیده «محور
شرارت» زاده دیدگاههای او برای عملیاتی کردن نیازهای
قدرتطلبانه امریکا پس از 11 سپتامبر است. سرعت و شدت
واکنش گروه بوش چنان وحشتانگیز بود که رقیب دموکرات پس از
پیروزی جمهوریخواهان در جنگ افغانستان و عراق و تماشای
چهره خوفناک صدام در یک زیرزمین، نتوانست باور کند که همه
حوادث پیش بینی شده نباشد. بنابراین از منظر فیزیک و قدرت،
ظاهراً حلقه در معرض آسیب قرار گرفت و هیئت بررسی کنگره از
رئیس جمهور خواست به رایس دستور دهد که در جلسه بازپرسی
حضور یابد.
این بازی اگر بلافاصله با پاسخ مثبت رایس روبهرو میشد،
بخش مهمی از هیجان خود را از دست میداد، بنابراین خانم
مشاور ابتدا نپذیرفت و سپس در اوج بحران در عراق، در برابر
هزاران دوربین تلویزیونی و میلیونها بیننده، به بازپرسی
تن داد، با یک جمله: «بله، قسم میخورم.»
آن سوی میز همه مردان گرد آمدند تا یک زن را که به خود
اجازه داده بود در این بازی مردانه شرکت کند، حذف کنند.
اما قاطعیت در پاسخ، اعتماد به نفس، و پرهیز از از کف دادن
احساسات، بازی را چنان پیش برد که همه باور کنند خانم رایس
حقیقت را میگوید و جز حقیقت کلمهای بر زبان نیاورده است.
زنی که پیش از میانسالی غرق در آرزوهای بزرگ است، در پاسخ
به خبرنگاری که پرسیده بود آیا قصد ازدواج ندارد، تنها
گفته بود: فعلاً وقت ندارم. شاید این جمله امروز مفهوم
روشنتری یافته باشد. یک زن عضو گروهی که پس از جنگ دوم
جهانی جنگطلبترین گروه کاری کاخ سفید لقب گرفته است،
برای حفظ موقعیت خویش ناگزیر باید با چشمان باز بخوابد و
آرزوی مادر شدن را تنها در تنهایی خویش مرور کند و به زمان
دیگر واگذار نماید. رایس اولین زن صاحب منصب کاخ سفید
نیست. حتی سیاستمداری محبوب هم نیست. اما بیتردید از
معدود زنانی است که فرصت یافتهاند آرزوهای کاری خویش را
از سلطه عاطفه خانوادگی رها کنند. زنانی که با کار ازدواج
میکنند و ترجیح میدهند شنیدن صدای کودکانه را به فرصت
دیگری موکول کنند برای همه مردان، رقیب سرسختی تلقی
میشوند و شاید خطرناک. نتیجه بازپرسی خانم رایس هر چه
باشد چندان اهمیتی ندارد. شاید برای گروه بوش لحظه دشوار
زمانی فرا خواهد رسید که یک تن آماده شود تا به خانم رایس
بگوید: «خداحافظ، ما تصمیم گرفتهایم که با هم کار نکنیم.»
آیا خانم رایس در آن لحظه بار دیگر با آرامش خاطر میتواند
بگوید: «بله میفهمم. موفق باشد؟»
|