|
ملكه پرهيز وجود
نويسنده: فرزان شهیدی
روزه داران ماه نو ببينند و ما ابروى دوست
روزه که در لغت تازی صوم و صیام خوانده می شود، از دستورات
دیرین الهی است که به منظور تقویت ملکه پرهیز در وجود
آدمیان، تشریع شده است (کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذی
من قبلکم لعلکم تتقون). صوم در لغت به معنای امساک است و
در اصطلاح خودداری از اموری است که شارع مقدس در مدت
معینی(از خیط ابیض تا لیل) از آن نهی نموده است. صوم در
ماه رمضان برای کسانی که عذری ندارند واجب است(فمن شهد
منکم الشهر فلیصمه...) روزه را بر حسب مقامات صائمان
مراتبی و درجاتی است که در این نبشتار به اختصار گذاری بر
آن افکنیم.
مرتبه اول:
عبارت است از امساک از خوردن و آشامیدن و جماع و دیگر
اموری که در شرع مقدس نهی شده است. این کمترین مرتبت روزه
است و عامه مسلمین برآن موفقند و صحت شرعی در این حد محرز
است. با ای حال برکات صوم و رمضان فراتر از این است و حیف
است صائم از روزه تنها جوع و عطش برگیرد. هر چند برخی جوع
و عطش روز را به شام جبران کنند:
روزه دار و به ديگران بخوران نه مخور روز و شب شكم بدران!
پیامبر اکرم(ص) در دعایی فرمود: ولا تجعل حظّنا منه الجوع
والعطش... که حاکی از اصرار بر دست یازی به مراتب بعدی
صیام است.
مرتبه دوم:
عبارت است از امساک اعضا و جوارح از حرام و معصیت. جوارح
انسان از نعم الهی است که آدمی بدان طاعت حق کند، اما از
سوی دیگر اعضای بدن مدخل گناهان اعم از کبایر و صغایر است
و آن گونه که در مناجات عرفه آمده: فبای شئ آستقبلک یا
مولای ابسمعی ام ببصری ام بلسانی ام بیدی ام برجلی الیس
کلها نعمک عندی وبکلها عصیتُک یا مولای... ماه رمضان فرصتی
است نیک برای ممارست صائم جهت حفظ جوارح.
گوش را که کلام باطل شنیده به استماع آوای حق وامی دارد که
جهان آکنده از آن است:
آواز خدا همیشه در گوش دل است
کو دل که دهد گوش به آواز خدا
چشم را که آلوده خیانت شده از مقام «یعلم خائنه الاعین»
برحذر می دارد و به جمال حق می گشاید. زبان را از لغو و
حرام بازداشته و به ذکر حق می گمارد چرا که «ما یلفظ من
قول الا لدیه رقیب عتید». و این چنین است سایر اعضا و
جوارح چون دست و پا و بطن و فرج. در برخی تعابیر از این
مرتبت به صوم العذرا(روزه مریم) یاد شده که صائم زبان در
کام فرونهاده و به تعبیر مولانا در دیوان شمس مرکبی راهوار
به سوی آسمان می یابد:
نفس شكمخوار را روزه مريم دهى
تا سوى بهرام عشق، مركب لاغر كشى
و در جای دیگر گوید:
ماه رمضان آمد اى يار قمر سيما
بر بند سر سفره، بگشاى ره بالا
مرتبه سوم:
عبارت است از زدودن دل از زذایل اخلاقی، چرا که دل کانون
خصایل خیر و شر است و صائم باید این کانون را از رذایل
تخلیه و به فضایل تحلیه و تجلیه نماید. زنگار رشک و کینه و
آز و خودبینی از این آینه بزداید و آن را به فروتنی و حب و
صداقت و سخا و دیگر محسنات بیآراید. علمای اخلاق امساک و
ریاضت جسم را مقدمه تخلیه دل از زذایل دانند و چون رذایل
از دل زدوده شد فضایل بازآید. در رویکرد عرفانی رذایل با
لهیب«عشق» می سوزد و فضایل نیز در سایه عشق متعالی حاصل می
گردد:
خوش باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علت های ما
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
سرّ این طبابت آن است که عشق کوه انانیت را در وجود آدمی
فرومی ریزد و در نتیجه رذایل که منشا حب نفس و حب دنیا
دارد، برباد می رود. روزه تنها عبادتی است که خمیرمایه
اخلاص در آن فزونی دارد و حق تعالی آن را به خود منتسب
ساخته است. پس صائم باید سر به سودای منادی «الصوم لی وانا
اجزی به» نهد و هوای غیر او فرونهد تا از رذایل رسته و به
فضایل آراسته شود.
مرتبه چهارم:
عبارت است از پاکی سر از ما سوی الله. در این مرتبت صائم
از گناهان جوارحی و جوانحی (مرتبه دوم وسوم) دست شسته و
ژرفای وجود خود از غیر او می زداید و دل را که کعبه درون
است و متعلق به حضرت دوست تنها به او می سپارد: «القلب حرم
الله فلا تسکن حرم الله غیرالله».
بت نهادن در این حرم روا نیست و اغیار را باید برون کرد تا
صاحب خانه در آن درآید:
خلوت دل نیست جای صحبت اغیار
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
به عبارتی روزه دار در این مرتبت از غیر حق صائم است و به
مقام انقطاع الی الله و اتصال بذات الله نایل گشته، فانی
فی الله و باقی بالله می شود. در ادعیه آمده است: اللهم
نوّر ظاهری بطاعتک و باطنی بمحبتک و قلبی بمعرفتک و روحی
بمشاهدتک و سری باستقلال اتصال حضرتک.... و در مناجات
شعبانیه که پیش درآمد ورود به ضیافت الهی است آمده است:
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک وأنر ابصار قلوبنا بضیاء
نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور... مفهوم
ضیافت در این مرتبت تحقق می یابد که چون صائم از غیر حق دل
می گسلد به ذات حق می پیوندد و از سفره لقای او کام برمی
گیرد.
زان باده كه در ميكده عشق فروشند ما را
دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
اين است كه اولياى حق از ابتدای رمضان نظر به جمال یار
دارند و به قول سعدی: ديگران را عيد اگر فرداست، ما را از
اين دهست. روزه داران ماه نو ببينند و ما ابروى دوست و چون
ماه مبارک به فرجام می رسد با او وداع غمگنانه ای دارند:
فنحن مودّعوه وِداع من عزّ فراقه علينا، و غمّنا و أَوحشنا
انصرافه عنا...(نیایش وداع ماه رمضان از صحیفه سجادیه)
ساقى بيار باده كه ماه صيام رفت
در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت
منبع: باشگاه انديشه 25/7/1384
|