|
 |
 |
|
 |
|
لبنان،
معجزه مقاومت
بیش از سی روز از آغاز حمله اسراییل به خاک لبنان میگذرد.
در این مدت خاور میانه صحنه یکی از خونبارترین وقایع
سالهای اخیر خود بوده است. آمارهای منتشر شده از این کشمکش
عمق فاجعهیی را که در لبنان میگذرد نشان میدهد:
در این مدت بیش از یک هزار تن از شهروندان لبنان کشته
شدهاند که بیشتر آنان غیر نظامی بودهاند. البته هفتاد و
پنج نفر هم مفقود شدهاند که به احتمال قوی مرده باشند.
همچنین 3293 لبنانی زخمی شدهاند که 45 درصد آنان را
کودکان تشکیل میدهند. همین طور 913 هزار نفر هم از خانه و
کاشانه خود آواره گردیدهاند که 300 هزار نفر آنان کودکان
هستند.
در این هواپیماهای جنگنده اسراییلی بیش از 8600 سورتی
پرواز بر فراز خاک لبنان انجام دادهاند و 164 پل و 72
جاده را تخریب کردهاند. صاحب نظران اقتصادی خسارات وارده
به لبنان را 2 ملیارد دالر تخمین میزنند. از سوی دیگر در
طرف اسراییل بیش از 100 تن به قتل رسیدهاند که اکثریت
آنان را نظامیان این کشور تشکیل میدهند. همچنین از آغاز
درگیریها تا کنون بیش از 3000 راکت از سوی حزب الله به
اسراییل پرتاب شده است که موجب زخمی شدن بیش از 1867 نفر
گردیده است.
جنگ اخیر در ابتدا با به اسارت گرفتن دو سرباز اسراییلی از
سوی نیروهای حزب الله آغاز یافت و بعداً دولت اسراییل به
بهانه آزادی دو سرباز خود حمله همه جانبهیی را از مین،
دریا و هوا به لبنان آغاز کرد. البته حزب الله در توجیه
این عمل خود آزادی اسیران لبنانی را که در بند اسراییل
هستند دلیل آورد و گفت که قصد داشته تا دو سرباز اسراییلی
را با این اسیران آزاد کند اما پاسخ اسراییل به این عمل
حزب الله غیر متعارف و بیش از اندازه بود. نیروی هوایی
توپخانه اسراییل در این مدت اکثر زیرساختهای لبنان مثل
پلها، جادهها و کارخانهها را از بین برده است و هم
اکنون جنگ سختی را در جنوب لبنان بر علیه چریکهای حزب
الله پیش میبرد. بعد از گذشت 30 روز هنوز جامعه جهانی
نتوانسته مساعی خود را در راه برقرار آتش بس در لبنان به
خرج دهد. میتوان واکنشها به فروزان شدن شعلههای جنگ را
در لبنان به کته گوریهای زیر تقسیم بندی کرد:
جهان غرب: در غرب به جز امریکا و انگلستان اکثر کشورهای
غربی بر لزوم آتش بسی فوری تأکید داشتند.
اما امریکا و انگلستان که روابط استراتژیک با اسراییل
دارند به جنگ کنونی به عنوان فرصتی برای از بین بردن حزب
الله و استقرار حاکمیت دولت لبنان در سراسر خاک این کشور
مینگریستند به طوری که راکتهای پرتاب شده از سوی این حزب
امنیت اسراییل را به مخاطره نیندازد. مخالفت امریکا و
بریتانیا با برقراری یک آتش بس فوری نه تنها با انتقاد
مردم مسلمان سراسر دنیا مواجه گشت بلکه در جهان غرب و
بخصوص در کشورهای امریکا و انگلستان هم با سر و صدای
فراوانی همراه شد. این مورد درباره انگلستان به شکلی
جدیتری مواجه شد طوری که تعدادی از مقامات ارشد سیاسی
بریتانیا از جمله جک استرا وزیر خارجه سابق این کشور تونی
بلیر را به دلیل مخالفت با آتش بس مورد حمله شدید قرار
داد.
جهان عرب و اسلام: واکنشها در جهان عرب و اسلام اما به
گونه دیگری بود. در حالی که ایران و سوریه از همان آغاز
حمله اسراییل به لبنان به طرفداری از مقاومت لبنان پرداخته
بودند وزیر خارجه عربستان حزب الله را به ماجراجویی متهم
کرد و دولتهای مصر و اردن هم واکنش جدی در قبال حمله
اسراییل به خاک لبنان از خود بروز ندادند، طوری که نشست
اتحادیه عرب هم که در همان هفته اول بحران لبنان ترتیب
یافته بود بدون نتیجه پایان یافت و شرکت کنندگان نتوانستند
به یک جمعبندی واحد دست یابند. کارشناسان یک دلیل این امر
را ترس حکام عرب از محبوبیت حزب الله در بین شهروندان این
کشورها قلمداد کردند و نوشتند که حاکمان عرب میترسند که
با حمایت از حزب الله به جریانهای تند و افراطی که با
روند صلح خاورمیانه مخالفند میدان عمل داده و در نهایت حکم
ساقط کردن خود از قدرت را امضا کردهاند. همین بود که
آنها تا قبل از رخ داد فاجعه قانا که اسراییل همچنان
لبنان را در کام ویرانی فرو میبرد از خود واکنشی نشان
ندادند و به نوعی نظارهگر فاجعه بودند و شکست حزب الله را
لحظه شماری میکردند.
نبرد اخیر در نوع خود سومین جنگ اعراب و اسراییل لقب گرفته
است، در دو جنگ گذشته حکام عرب که خواب غرق کردن اسراییل
را در دریای مدیترانه در سر میپروریدند در ظرف کمتر از یک
هفته شکست سختی را از اسراییل متحمل شده بودند و نه تنها
نتوانسته بودند که خاک فلسطین را از اشغال اسراییل خارج
کنند بلکه نقاط مهمی از خاک خود را هم از دست داده بودند.
اما در این جنگ حزب الله لبنان یک تنه در مقابل یکی از
مجهزترین ارتشهای دنیا ایستاد. در این جنگ بیش از ده هزار
عسکر اسراییلی در مرز این کشور با لبنان وارد عمل شدهاند
اما بعد از گذشت بیش از چهار هفته کمترین دستاوردی
نداشتهاند. تودههای عرب که سردمداران آنان هماره برای
آنان شرمساری و سرافکندگی به ارمغان آورده بودند و
دولتهایشان در گذشته بارها از اسراییل طعم تلخ شکست را
چشیده بودند این بار خشم خود را در هیبت رزمندگان حزب الله
تجلی یافته میدیدند. تعجب انگیز نیست هنگامی که راکتهای
پرتاب شده از سوی حزب الله بیش از 15 تن از سربازان
اسراییلی را کشت مردم در فلسطین به جشن و پایکوبی پرداختند
و دوکانداران به رهگذران نقل و شیرینی تعارف کردند. شاید
در این میان یکی از زیباترین و برجستهترین واکنشها را
نخست وزیر عراق از خود نشان داد. او که به دعوت بوش مصروف
دیدار از امریکا بود حمله اسراییل به لبنان را محکوم کرد و
خواستاری آتش بسی فوری شد. امری که به مذاق سناتوران
امریکایی خوش نیامد.
فاجعه قانا که در جریان آن بیش از 50 لبنانی اکثراً کودکان
جان باختند یک بار دیگر لزوم آتش بسی فوری را بیش از همه
وقت مطرح کرد. از طرفی حکام جهان عرب که از افکار عمومی
داخل کشورهایشان ترس داشتند صدای اعتراض خود را بلند
کردند.
نشست سران کشورهای اسلامی هم که بسیار دیر انجام شد به این
اکتفا کرد که در قالب سربازان حافظ صلح از کشورهای اسلامی
هم شامل باشد.
اما جنگ وقتی، از برآوردن اهداف خود ناتوان شد به صلح
میانجامد. اسراییل که به موازات حملات هوایی، حملات زمینی
گستردهیی را هم در خاک لبنان آغاز کرده بود امید داشت که
با پیشروی در جنوب لبنان منطقهیی حایل را برای استقرار
سربازان حافظ صلح بین المللی ایجاد کند امریکا و بریتانیا
هم که این قوت و قدرت را در شریک منطقهیی خود میدیدند در
انتظار لحظه موعود لحظه شماری میکردند اما اسراییل تا
کنون از برآوردن اهداف متذکره ناتوان و عاجز بوده است. از
سوی دیگر تلفات شدید غیر نظامیان در لبنان، محبوبیت روز
افزون حزب الله و شخص حسن نصرالله در بین مسلمانان عرب و
غیر عرب و همین طور اعتراضات دامنه دار در سراسر جهان علیه
قتل غیر نظامیان از سوی اسراییل و خشم مسلمانان از امریکا
و بریتانیا به دلیل مخالفت با آتش بس فوری، احتمالا از
مواردی بودهاند که مقامات کاخ سفید و لندن را به فکر
انداخته باشد که طرح صلحی را با ابتکار فرانسه پیش بکشند.
فرانسه به دلیل نزدیکی با مسیحیان لبنان و سابقه استعماری
که در منطقه دارد برای این کار مناسب تشخیص داده شد. و پیش
نویس قطعنامهیی تهیه شد که در آن بیشتر دغدغههای اسراییل
مد نظر قرار داده شده بود تا لبنان. به همین منظور اتحادیه
عرب در ریاض تشکیل جلسه داد و این بار با هدف تغییر آوردن
در مسوده قطعنامه عازم نیویورک شدند تا آن را اصلاح کنند.
از سوی دیگر هر چند چانهزنیها در نیویورک جریان دارد
دولت اسراییل با طرح ارتش این کشور برای نفوذ بیشتر در خاک
لبنان موافقت کرده است. به اعتقاد کارشناسان این امر خود
ریسک بزرگ دیگری است که اسراییل انجام میدهد. چرا که
تجربه سی روزه اخیر نشان دده که اسراییل در جنگ زمینی
توفیق چندانی نداشته و تلفات سنگینی را نیز پرداخته است.
این امر از سوی دیگر جنگ طلبی اسراییل را در شرایطی که
مذاکرات برای صلح در جریان است نشان خواهد داد.
اما از سوی دیگر جنگ اخیر از سوی دیگر مقاومت حزب الله
باعث شد که اسراییل در تعدادی از خواستهای روزهای اول خود
کوتاه بیاید.
اسراییل که در روزهای اول از آزادی دو اسیر خود صحبت
میکرد اینک به هیچ وجه از آنها یادی نمیکند.
از طرف دیگر در این خواست خود هم که نابودی حزب الله به هر
قیمتی بود کمتر مطرح میکند. بنابراین آن چه از نتایج نبرد
اخیر متوجه مقاومت لبنان و حزب الله خواهد شد اعتبار و
محبوبیت فراوان بین مسلمانان و اعراب از یک سو و از سوی
دیگر در نهایت اگر مسأله خلع سلاح هم صورت بگیرد این بار
نیز حزب الله به عنوان یک حزب سیاسی قدرتمند در آینده
سیاسی لبنان نقش ایفا خواهد کرد.
اما آن چه از این رهگذر نصیب هم پیمانان اسراییل مانند
امریکا و انگلستان شد آن بود که این کشورها تا حد زیادی در
نزد افکار ملتهای مسلمان و عرب و وجدانهای آزاد وجهه خود
را از دست دادند.
اقتدار ملی
|
|
 |
|
 |
|
 |
| |
|