مقالات/ احمد شاه مسعود   

 



احمد شاه مسعود .....


1- راه و جايگاه مسعود
2- مسعود از ديدگاه ديگران
3- اسلام ، حلقة اتصال اقوام و ...
4- حكومت اسلامي ، خواست ملت افغان
5- توكل بر خدا
6- مسعود ، مرد مبارزه و مرد مطالعه




بسم الله الرحمن الرحيم

احمدشاه مسعود



راه و جايگاه مسعود :
" به كوههاي پنجشير همواره به احترام خاص مي نگرم ، چون پرورش دهندة دشمني براي ما بود كه از جنگيدن با او به خود فخر مي ورزم ."
اين سخنان ، چكيده اي از خاطرات يك ژنرال ارتش سرخ شوروي سابق است كه در بيشتر حملات نظامي ارتش سرخ در دره استراتژيك پنجشير در دهة 60 ه .ش فرماندهي نيروهاي اشغالگر شوروي را بر عهده داشت .
ارتش سرخ در دوران اشغال افغانستان 9 بار بر درة پنجشير ، اين دژ تسخير ناپذير فرمانده احمدشاه مسعود حمله كرد ولي در هيچ يك از اين حملات نتوانست شير پنجشير و مجاهدين تحت فرمان او را شكست دهد .
اولين تهاجم نظامي شوروي به اين دره به تاريخ 19 فروردين ماه 1359 صورت گرفت .
حمله دوم در سال 1360 و سومين حمله در سال 1361 كه در جريان آن نيروهاي مهاجم با دادن 500 نفر كشته و بر جاي گذاشتن تسليحات جنگي فراوان ذليلانه عقب نشيني كردند .
در اين جنگ خونبار حدود 400 نفر از سربازان روس و افغان به اسارت مجاهدين درآمدند .
در سال 1363 يكي از سنگين ترين عمليات نظامي ارتش سرخ در دره پنجشير روي داد كه در جريان آن 40 هزار سرباز روس و افغان با تجهيزات كامل جنگي و پشتيباني نيروي هوايي بر دره پنجشير هجوم آوردند اما استراتژي عالي نظامي و تاكتيك هاي خارق العاده اي كه فرمانده مسعود براي مقابله با اين نيروي جهنمي اتخاذ كرد هر گونه پيروزي و موفقيت را براي ژنرال هاي روسي ناممكن ساخت و سر انجام نيروهاي مهاجم با دادن تلفات بسيار سنگين يكبار ديگر از دره پنجشير عقب نشيني كردند .


احمد شاه مسعود يگانه فرمانده مجاهدين بود كه :
1- تا آخرين لحظات زندگي با تحمل شديدترين حملات مهاجمين ، سنگر جهاد و مقاومت را ترك نكرد .
2- از نبوغ عالي نظامي برخوردار بود .
و در عرصه جنگ هاي چريكي و گوريلائي ، در سطح سرآمدان و نوابغ اين گونه جنگها قرار داشت .
3- 23 سال از عمر خود ( دقيقاً نيمي از سالهاي زندگي خود ) را در سنگرهاي مقاومت گذرانده و با كارنامه هاي درخشاني كه از خود بيادگار گذاشت به يك شخصيت ملي و حتي افسانوي در افغانستان تبديل گرديد .
4- در مناطق تحت كنترل مسعود در طول اين سالها نظم و امنيت خاص برقرار بود و با قانون شكنان و آشوبگران و متجاوزين به جان و مال و نواميس مردم ، با قاطعيت و بدون تبعيض و بر اساس احكام شرع مقدس اسلام برخورد مي شد .
5- مسعود بر خلاف اكثر فرماندهان زمان جنگ ، يك نظامي خشك و متعصب نبود بلكه مدبر شايسته ، سياستمدار توانا و آشنا به مسايل استراتژيك منطقه و جهان و علاوه بر همه اينها اهل كتاب و مطالعه و شعر و عرفان بود . مقاومت هاي شجاعانه او در برابر ارتش سرخ شوروي و هجمه هاي گسترده طالبان و جنگجويان شبكه القاعده كه بيش از30 كشور جهان در آن عضويت داشتند از فرمانده مسعود يك چهره ماندگار و افسانوي ساخت به حدي كه ژنرال ارتش سرخ پس از سالها جنگ و نبرد عليه او ناگزير زبان به تمجيد و ستايش او گشود و از اينكه عليه مسعود جنگيده است بر خود مباهات و افتخار مي كند .

مسعود از نگاه ديگران :

عبدالله عظام يك تن از شخصيت هاي با نفوذ عرب كه در سالهاي اول مقاومت افغان ها عليه اشغالگران شوروي سرگرم جمع آوري كمك هاي مالي از كشورها و مؤسسات عربي براي مجاهدين افغان بود و در پاكستان فعاليت مي كرد با آنكه بيشتر با جناح مخالفان مسعود ارتباط داشت ، پس از اولين ديدار خود با مسعود در دره پنجشير گفت:
« مسعود پديدة تكرار ناپذير است . او بهتر از ناپلئون بناپارت در مقابل روسها ايستادگي كرده است .»
" برهارد هانري لوي " فيلسوف معاصر فرانسوي در توصيف مسعود مي گويد :
" افغانها ملتي هستند كه تاريخ هرگز آنها را فراموش نخواهد كرد . احمد شاه مسعود نمونه اي از همين ملت است . ملتي كه درسهاي فراموش نشدني را در تاريخ اين قرن به يادگار گذاشته است ."
كپلان يك روزنامه نگار غربي در نخستين سال پيروزي مجاهدين افغان در سال 1371 ضمن آنكه احمد شاه مسعود را برندة جنگ سرد اعلام كرد درباره اش نوشت :
" احمد شاه مسعود را بايد در قطار بزرگترين رهبران نهضت هاي مقاومت قرن 20 حساب كرد .
مسعود مانند مارشال تيتو ، هوشي من ، و چيگوارا دشمن خود را شكست داد .
او يك ساحة گسترده اي را زير اداره داشت كه بسيار دشوار گذار و شديداً زير فشار حملات متواتر و پرحجم نيروهاي دشمن بود .
ساحه اي كه در تصرف او بود با مقايسه بر ساحاتي كه در دوران رهبري نهضت مقاومت مارشال تيتو ، مائوتسه تونگ ، هوشي من ، و چيگوارا قرار داشت بيشتر زير فشار حملات دشمن بود .
امروز در كشورهاي مختلف جهان مسعود به عنوان مرد اول مقاومت افغانستان شناخته مي شود . مردي كه با طرح ها و تدبير هاي تحسين برانگيز نظامي خود يك روز ارتش سرخ را با تمام تجهيزات جنگي اش در يك درة كوچك ، به زانو درآورد و روز ديگر با چنگ و دندان عليه لشكرهاي مهاجم طالب ، القاعده و ارتش پاكستان مقابله كرد و به تروريسم اجازه نداد وارد درة پنجشير شود .
مطبوعات غربي او را يك نابغة جنگي و درخشان ترين چهرة حماسه آفرين پايان قرن بيستم در جنوب آسيا و شبه قاره توصيف مي كنند .
گسترة محبوبيت و بلنداي عظمت اين مرد ميدان مقاومت به حدي است كه حتي محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان نيز با بيان اينكه :
" احمد شاه مسعود وزير اكبر خان معاصر است " او را يك شخصيت جاودانه و ملي و تاريخ افغانستان مي داند . وزيرمحمد اكبر خان در اواسط قرن 19 در جنگ استقلال طلبانه افغانها عليه نيروهاي اشغالگر انگليس ، فرماندهي قواي مقاومت افغانستان را بر عهده داشت و سر انجام غازيان افغان در ساية سياست هاي مدبرانه و افكار بلند همين مرد ، موفق به اخراج انگليسي ها از افغانستان شدند .
اكنون احمد شاه مسعود واقعاً وزير اكبر خان معاصر افغانستان و حتي بالاتر و والاتر از اوست ، زيرا مسعود ويژگي هائي دارد كه وزير اكبر خان فاقد آن بود .
جهان بيني مسعود يك جهان بيني اسلامي است . او اگر چه يك چريك ، رزمنده ، پيكارگر ، استقلال طلب و آزاديخواه فعال و ديناميك در تاريخ معاصر افغانستان است ، اما هر گاه به افق هاي بلند افكار و انديشه هاي او نزديك تر مي شويم درخواهيم يافت كه مسعود فراتر از اين واژه هاست . او يك جهادگر مسلمان و آگاه و فداكاري است كه خود را وقف اسلام و آزادي سرزمينش كرد و ملتي را براي مبارزه عليه اشغالگران بيگانه به شور و هيجان درآورد .
به افغانستان عزت و به استقلال طلبان اعتبار و به رزمندگان و مدافعان سنگرهاي جهاد در اقصي نقاط اين كشور روحيه و اميد بخشيد . ژورناليست هايي كه با او در سنگر نبرد ديدار و گفتگو كرده اند گفته اند او يك استراتژيست بزرگ نظامي و مغز متفكر جنگهاي نامنظم مخصوص اراضي و جغرافياي افغانستان است . او با چشمان بسته نمي جنگد و تا زمانيكه مجبور به اقدام نظامي نمي شد فرمان حمله صادر نمي كرد . هيچ يك از نبردهاي مسعود بدون نقشه و برنامه نبود . آنجا كه لازم بود مانند صاعقه بر سر دشمن فرود مي آمد و با سرعت كار جنگ را يكسره مي كرد . ولي در اكثر موارد و در مواجه با حملات گسترده دشمن بويژه در جريان تهاجمات نظامي ارتش سرخ به دره پنجشير از تاكتيك هاي جنگ هاي فرسايشي استفاده مي كرد .
از او كه يك ربع قرن با شجاعت و پايمردي مبارزه كرده بود پرسيدند براي چه مي جنگي ؟
در جواب گفت : " من به خاطر اسلام ، اين دين انسان ساز ، به خاطر صلح و آزادي، به خاطر رهائي انسان از چنگال استعمار ( به هر شكلي كه باشد ) جنگيدم و مي جنگم ..."
آري ! جغرافياي جهان بيني مسعود و اهداف مبارزاتي او بسيار زيبا و شكوهمند است ، او براي اسلام ، مبارزه كرد . براي صلح ، براي آزادي و براي نجات انسان از زنجير استعمار مبارزه كرد و خود را وقف نمود و تا آنجا پيش رفت كه به يك قهرمان ملي و اسطورة مقاومت تبديل شد .

باز از او پرسيدند تاكي مي جنگيد ؟
گفت :" تا رسيدن به قلة آزدي ، تا رسيدن به يك كشور آزاد با صلح پايدار و افغانستان يكپارچه متحد ... " .

اسلام ، حلقة اتصال اقوام و مليت ها :

اطرافيان و ياران نزديك مسعود مي گويند هر زماني كه او را به نام تاجيك مخاطب قرار مي دادند كمي متغير مي شد و با متانت و صراحت لحجه مي گفت : " من اول تر از همه مسلمان و افغان هستم ، نه تاجيك و پنجشيري .... "
به اينصورت مسعود مليت خود را اسلام و خود را متعلق به همة اقوام و مليت هاي افغانزمين مي دانست . او در دايرة تنگ ناسيوناليسم و افكار و انديشه هاي نژادپرستانه هرگز نمي جنگيد ... .
پنجشير تنها زادگاه و سنگر مقاومتش بود نه اينكه ، آن روح بلند و آسماني خود را فقط در جغرافياي كوچك اين دره كوچك محدود و زنداني كند .شهادت مسعود اين حقيقت را كه او با تمام اقوام و قبايل افغانستان عشق مي ورزيد و همة اين اقوام و مليت ها او را و مقاومت هاي شجاعانه اش را صميمانه ستايش مي كنند بر همگان مسلم ساخت .
هفته نامه شورا در سال 1368 مصاحبة مسعود را به چاپ رسانده است . در بخشي از اين مصاحبه ، فرمانده شهيد افغان در پاسخ به سؤالي گفته است : "در افغانستان اقوام مختلفي زندگي مي كنند كه در گذشته ها هم فقط اسلام بوده كه اين اقوام مختلف را مانند حلقه هاي يك زنجير بهم وصل مي كرده و امروز هم فقط اسلام است كه در افغانستان اين اقوام مختلف را دور هم نگه داشته است .
جهان بيني مسعود ، جهان بيني فراقومي ، فراگروهي و فرامنطقه اي است .او تنها به اسلام عشق مي ورزد .و به آزادي و استقلال افغانستان و رهايي اين سرزمين از چنگال اشغالگران مي انديشد .
به گفته خودش : " انقلاب ما يك انقلاب اسلامي است و با هدف اسلامي در اسلام مسائل قوميت مردود است . اسلام اين اجازه را نمي دهد كه مسلمانان عليه يكديگر بجنگند و سلاح بكشند "
مسعود كه با اين تفكر اسلامي بيش از بيست سال در سنگرها و مقاطع مختلف و با دشمنان متعدد مبارزه كرده بود ، هدف و آرمانش به قدرت رسانيدن قوم تاجيك و سپردن سرنوشت افغانستان تنها به اهالي درة پنجشير نبود ، بلكه به مجموعة اقوام و كليت جامعة افغانستان فكر مي كرد .
او نژادپرستي و قبيله سالاري را مغاير با اصول اسلامي و منافع ملي افغانها و خلاف آرمان شهداي افغانستان مي دانست ، چنانچه در سال 1371 در آستانة تشكيل حكومت موقت در كابل طي مصاحبه اي گفت :" در اقدامات جهادي ما هيچگونه مسايل لساني ( زباني ) و سمتي ( منطقه اي) وجود نداشته و ما هر نوع تبعيض لساني ، قومي و منطقه اي و مذهبي را مخالف اصول اسلامي و منافع ملي افغانستان دانسته و آن را شديداً رد و محكوم مي نمائيم ...."
به اعتقاد مسعود ، نه قوم گرائي و نه نژاد پرستي ، هيچكدام عامل نجات بخش افغانستان و آرمان شهداي گمنام اين سرزمين نيست . مسعود از آن دسته جنگجوياني نيست كه براي دفاع از يك قوم و قبيلة خاص حتي يك گلوله شليك كند . او يك ربع قرن با قولي به نام استعمار و با آفتي به نام تجاوز و لشكركشي مبارزه كرد و رمز ماندگاري او نيز در همين مسئله است . براي موفقيت در چنين مبارزه اي هدف و استراتژي مسعود نه انگيزه هاي قومي و تاجيك سالاري بلكه اسلام اصيل و ناب محمدي بود زيرا عقيده داشت كه اسلام يگانه عامل و انگيزة وحدت ملي افغانهاست .
آنچه كه در اين رابطه اهميت دارد اين است كه در سالهاي پرتلاش و تپش جهاد ، اكثريت قريب به اتفاق رهبران احزاب و چهره هاي نامدار مقاومت افغانستان اسلام را نصب العين خود قرار داده بودند و هركدام جداگانه پرچم هاي سبز اسلام را در سنگرها و بر سردر خانه ها و تنظيم هاي خود به اهتزاز در آوردند ولي متاسفانه با پيروزي مجاهدين عنصر ناسيوناليسم و قوم گرايي در اكثر موارد جايگزين اهداف و آرمان هاي اسلام خواهانه گرديد و تراژيدي خونبار افغانستان نيز از همين نقطه سياه آغاز شد . اما مسعود اين گونه نبود . او تا واپسين لحظات پر فروغ حيات خويش مدافع سرسخت اسلام و تحقق حكومت اسلامي در افغانستان بود و هر گونه تفكر قوم گرايانه را محكوم مي كرد .



حكومت اسلامي ، خواست ملت افغانستان است

در كنفرانس مطبوعاتي سال 1369 فرمانده مسعود در پاسخ به اين سؤال كه چه نوع حكومتي را براي آينده افغانستان مي خواهيد ؟ جواب داد :
" ما هميشه اعلام كرده ايم و اين خواست ملت ما بوده كه ما يك رژيم اسلامي خواهيم بود . در سيستم اسلامي ، آزادي براي مردم محفوظ است ، بازار آزاد را اسلام به رسميت شناخته است .... بنابراين تحت هر شرايطي ، ما خواهان تشكيل حكومت اسلامي هستيم ...." .

توكل بر خدا :

ابعاد شخصيتي شهيد مسعود متاسفانه تا هنوز ناشناخته مانده است . و اين به دليلي است كه بعد نظامي و جهادي مسعود و ابتكارات او در صحنه جهاد و مقاومت طولاني افغانستان به حدي عالمگير و زبانزد خاص و عام است كه اين مسئله بقيه فضائل و سجاياي اخلاقي و معنوي او را كاملاً تحت الشعاع قرار داده است ، در حاليكه مسعود تنها يك فرمانده جهادي نيست . منشور شخصيت اين مرد بزرگ ، جلوه هاي ديگري نيز دارد كه گاه و بي گاه تكه هائي از اين جلوه ها را مي توان در خلال صحبت ها و اشارات او مشاهده كرد .
يكي از اين جلوه هاي ديني و اخلاقي مسعود روحيه بلند توكل است . توكل بر خدا ... و اينكه همة پيروزي ها و موفقيت ها از آن خداست ، نه از دليري و شجاعت ما انسانها ... نبايد مغرور شد ، نبايد با يك پيروزي نظامي ، متكبرانه بر روي زمين راه رفت و خود را فاتح شكست ناپذير تصور نمود .

مسعود مي گويد :" زماني كه ما تصميم گرفتيم دربرابر تره كي جهاد كنيم آن زمان نه كمكهاي بيروني وجود داشت و نه كدام چيز ديگر ، در آن وقت با توكل بر خدا (جهاد را ) شروع كرديم ، از اين به بعد هم به همان شكل تا وقتي كه به هدف نرسيم به جهاد خود ادامه خواهيم داد . "
مسعود در صحنه هاي پركشمكش جهاد و مبارزه و در خلوت هاي عارفانة شب هاي پنجشير ، قبل از غلبه بر دشمن بيروني ، دشمن دروني نفس را كه در هيأت غرور و تكبر و خودخواهي جولان مي كند گلوكوب كرده است . مسعود مي دانست تا زمانيكه هيولاي نفس درون را مهار نكند هرگز نخواهد توانست ژنرال هاي ارتش سرخ و طالبان و لشكر تروريست القاعده را شكست دهد . به همين جهت او با نفس اماره خود در خلوت هاي شبانة پنجشير ، تصفيه حساب كرده بود كه نتيجه اش دست يافتن به عاليترين مراتب توكل بر خدا بود و اينكه همة فتوحات و پيروزي ها از جانب خداست .
اين سخن عاقلانة مسعود شهيد ، ما را به ياد كلام جاودانة حضرت امام خميني(ره) مي اندازد كه فرموده بود : خرمشهر را خدا آزاد كرد .
مسعود پس از سقوط رژيم دست نشاندة كمونيست در كابل در سال 1371 مي گويد " همة اين فتوحات را خداوند نصيب مجاهدين ساخته است .نتيجة زحمت كشي و مجاهدت همة مجاهدين افغانستان و مديون دعاهاي خير تمامي هموطنان گرامي ما مي باشد ..." .

مسعود ، مرد مبارزه و مرد مطالعه

از فرماندهان مشهور و از نوابغ نامدار نظامي در جهان ، كمتر كسي را مي توان سراغ كرد كه اهل كتاب و مطالعه و سير و سلوك عارفانه بوده باشند .
در ميان فرماندهان معروف اروپائي ، تنها ناپلئون بناپارت ، در هر جبهه اي كه براي جنگ مي رفت ، علاوه بر ساز و برگ نظامي چند جلد كتاب را نيز با خود مي برد و گاهي اوقات در بحبوحة جنگ و نبرد نيز زندگينامة رجال و بزرگان علم سياست را مي خواند . در كشور افغانستان ، مسعود يكي از اين دسته فرماندهاني است كه علاوه بر عشق به كتاب و مطالعه ، سير و سلوك هاي عارفانه هم داشت . يكي از بستگان نزديك شهيد حكايتي را در اين باره نقل مي كند .
او مي گويد :" مسعود هميشه مطالعه مي كرد و در سخت ترين نبردها هم چند جلد كتاب با خود همراه داشت . در كتابخانة مسعود چند هزار جلد كتاب وجود داشت و يك ميز آهني و چند صندلي كه مسعود ساعتها در آنجا مي نشست و به خواندن كتاب هاي مورد علاقه اش مي پرداخت . در كتابخانة مسعود همه نوع كتاب وجود داشت ، كتابهايي دربارة هنر و ادبيات ، رياضيات ، روانشناسي ، دين ، علوم اجتماعي ، علوم سياسي و .....
بيشتر كتاب ها چاپ ايران و به زبان فارسي بودند .تعداد زيادي رمان خارجي و ايراني در كتابخانه اش وجود داشت . از زمان هاي ( مارك تواين ) گرفته تا نمايشنامه هاي شكسپير و همينطور انواع و اقسام كتاب هاي نويسندگان و انديشمندان ايراني و ... درميان كتاب ها بعد از قرآن ، سرگذشت سرداران جنگي را زياد مطالعه مي كرد .
مسعود عاشق حافظ بود . و خواندن شعر را بسيار دوست داشت و يكبار به رضا (دقتي) عكاس ايراني گفته بود :" اگر قرار باشد سه كتاب را هميشه با خود داشته باشم قرآن مجيد ، مثنوي معنوي و شاهنامة فردوسي را برمي گزينم ...."
و سخن آخر اينكه مسعود اين شخصيت اسطوره اي افغانستان كه جزو چهره هاي ماندگار و فناناپذير در اين كشور بوده ، هست و خواهد بود ، چه مي خواست ، و براي چه هدفي ، بهترين سالهاي جواني خود را وقف نمود و سرانجام به لقاءالله پيوست و جزو جاودانه ها شد .؟
از زبان خودش بشنويم كه در آخرين سال حيات پرشور و شرافتمندانة خود گفته بود : " تشكيل حكومت موقت ، خاتمه بخشيدن به جنگ ، برگزاري انتخابات سالم ، تدوين قانون اساسي ، و قانونمند كردن نظام اسلامي در افغانستان اصول و معيارهاي اصلي من در ساليان مبارزات بوده است .در طول حدود 5 سال پس از پيروزي مجاهدين ، اين اصول را بارها با رهبران جهادي مطرح كرده ام ..... "
شهيد مسعود ، يك اسطوره است و اسطوره هرگز نمي ميرد . او در دوران حيات خويش چراغ روشن شبهاي تاريك جبهه و جنگ بود و اينك پس از شهادت ، به آفتابي تبديل شده است كه هميشه برفراز جغرافياي افغانستان ( و نه فقط دره پنجشير ) درخشندگي و پرتو افشاني مي كند .


 


يادش گرامي و راهش پر رهرو باد






 
 

 








 



 









 

 
 

?شبکه ترور صیونیسم
?جهانی شدن و عصر ظهور
?علم شناسي فلسفه دين  و كلام جديد
?نگرشي به مكتب هاي ضد اخلاقي
?آمريكا، ايران و جهان اسلام
?غرب در پی استیصال فلسطین
?می ترسید یا از اسکورت لذت می برید؟
?روزی کرزی مایه امیدواری افغانستان بود
? حمایت غربی ها از اسرائیل عامل اصلی ادامه جنگ
? درد فلسطین و جهان زورمدار
? لبنان رسانه ها و دولت
? دلالت های شکست ارتش اسرائیل
? علل تشنج آفرینی رژیم صهیونیستی در منطقه
? دستاورد روانی اقدامات شجاعانه حزب الله در لبنان 
? اهداف اسرائیل در لبنان
? حقوق جنگ و نقض آن توسط اسرائیل
?دستاوردهای ابتکار تازه حزب الله لبنان
?  چرا غرب ملت فلسطین را محاصره کرده است؟
? علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان و نویسندگان 
?   پیدایی حزب الله لبنان و رویایی با جبهه های سه گانه 
?   علی (ع) همچنان ناشناخته  
?  آفرین لبنان، آفرین مقاومت 
?  لبنان معجزه مقاومت
?  شرق میانه جدید در حال تولد است؟ 
?  حزب ‏الله پیروز شد
?  حزب الله به الگوی قهرمان، نماد شجاعت وسمبول مقاومت جهان عرب تبدیل شده است
?  پیروزی مقاومت لبنان مسجل بود ?  القاعده در اعماق


گزیده رسانه ها