|
ارکان مردم سالاری دینی از
دیدگاه امام خمینی (ره)
تاریخ در فراز و نشیبهای خود شاهد جریانات، تحولات و شخصیتهای بزرگ و
تأثیرگذار زیادی بوده است. در این بین و در زمانی که ما در ان به سر
میبریم یکی از چهرههای تابناک و تأثیرگذار تاریخ که با رفتار و کردار خود
تحولی عجیب را در تاریخ رقم زد، مرحوم امام خمینی بود. شخصیتی که در خاطره
تاریخ همیشه درخشنده و پرفروغ است.
مرحوم امام در زمان حیات خود در مقام فکر و عمل زیر بنایی را گذاشت که
سالهای متمادی پیرامون آن مباحث و گفتههای فراوانی مطرح بود. هر چند قبل
از ایشان نیز اندیشمندان دیگری هم بودند که بحث حکومت در اسلام را مطرح
میکردند اما هیچگاه به شکل مدون و عملی مجالی برای تبارز آن مباحث تئوری
پیدا نشده بود. از آنجایی که مرحوم امام در باب حکومت و تعاریف از آن دارای
نظرات خاصی بودند مناسب است در این مقال به گوشهای از نظرات ایشان در مورد
برخی ارکان مشروعیت و مقبولیت حکومت پرداخته شود. البته قبل از آن توضیح
مختصری درباره هر رکن خواهیم داد. آنچه مسلم است اگر حکومتی بخواهد دارای
مشروعیت توأمان با مقبولیت باشد میبایست دارای یک سری شاخصهها و خصوصیات
باشد که عمدهترین آن شاخصه «دموکراسی» است. البته در رابطه با واژه
«دموکراسی» تعاریف مختلفی عنوان شده و پیرامون آن مباحث زیادی مطرح است.
اما تعریفی که یقیناً همه بر آن اتفاق نظر دارند، عبارت است از «حکومت مردم
بر مردم» یا «مردم سالاری». دموکراسی یا مردم سالاری یکی از پرچالشترین
مباحث علوم اجتماعی و حتی علوم سیاسی دنیای امروز است. واژهای است که
بوسیله آن مشروعیت حکومتها سنجیده میشود. مردم سالاری خود نیز باید دارای
ارکانی باشد که عبارت است از: 1- همگانی بودن مشارکت 2- وجود آزادیها 3-
چندگانگی سیاسی 4- حکومت اکثریت و احترام به اقلیت 5- برابری مردم 6- توزیع
خردمندانه قدرت.
یکی از ارکانی که در تحقق مردم سالاری لازم و بدیهی است، مشارکت عمومی مردم
در نظام سیاسی، اجتماعیشان میباشد. چرا که معنی و مفهوم مردم سالاری یا
همان دموکراسی همانا حکومت مردم بر مردم یعنی بر خودشان است و این اصل تحقق
نمیپذیرد مگر با مشارکت عمومی مردم در تعیین سرنوشتشان. در واقع مشارکت
عمومی تضمین کننده مشروعیت حکومت است. شکلهای مشارکت مردم در حکومت
گوناگون است. از آن جمله میتوان به مشارکت مردم در انتخاب رئیس حکومت،
نمایندگان مجالس قانونگذاری، والیان، شاروالان، مجالس مشورتی محلی، تشکیل
احزاب و مجامع صنفی و .. اشاره نمود.
مرحوم امام نیز با تأکید بر مشارکت عامه مردم که در تشکیل نظام «جمهوری»
نمود پیدا میکند، پسوند «اسلامیت» را نیز بر آن افزوده و از نظام «جمهوری
اسلامی» دفاع میکند چنانکه میفرمایند: «ما یک نظام جمهوری اسلامی تشکیل
میدهیم که خود حکومت و تعیین حکومت به آرای ملت متکی است.» و یا در جای
دیگری: «یک حکومت جمهوری اسلام، اما جمهوری است برای اینکه به آراء اکثریت
مردم متکی است و اما اسلامی برای اینکه قانون اساسیاش عبارت است از قانون
اسلام» ایشان با رد نظام سلطنتی و دیکتاتوری که بوسیله زور و نیز وراثت به
قدرت رسیدهاند، قوانی چنین نظامهایی را به علت ان که متکی به آرای مردم
نیست، به نفع مردم نمیدانند. در اینجا میبایست توجه کرد، هرچند در واقع
اندیشه امام حکومتداری بر مبنای اصل «نصب» میباشد اما واقعیت اقبال عمومی
جامعه را نیز نادیده نگرفتهاندو نوع حکومت را جمهوریی که بر مبنای احکام و
قوانین اسلام اداره میشود، بیان میکنند.
از مطالب فوق تلویحاً بحث حکومت اکثریت نیز استفاده میشود. چنانکه اکثریت
مردم خواهان نوع خاصی از حکومت باشند، با مشارکت خود میتوانند آن را تعیین
کنند.
دومین مؤلفهای که درباره آن توضیح خواهیم داد، چندگانگی سیاسی در یک نظام
مردم سالار است. یکی از حقوقی که برای مردم متصور است. حق آنان در حوزه
سیاست است. حقوق سیاسی در واقع شکلةای رابطههای قدرت در زمان و مکانهای
گوناگون و چگونگی اعمال آن است که به تشکیل و فعالیت احزاب سیاسی،
انتخابات، شوراها و ... مربوط میشود. با این تعریف هر گاه عدهای از مردم
بخواهند در جهت نیل به اهداف و مقاصد خود قدم بردارند این حق را دارند که
اجتماع، گروه، جمعیت، سندیکا و یا حزبی را تشکیل داده و در قالب آن به طرح
دیدگاهها و نظریات خود بپردازند. در یک جامعه مردم سالار نیز این حق مردم
به رسمیت شمرده شده و اجازه یک چنین فعالیتهایی داده میشود طبعاً در
جوامعی که دموکراسی در آنجا حکومت ندارد، نه تنها مردم دارای چنین حقی
نبوده که تنها مرکز اعلام نظرات و دیدگاهها، خود حکومتها میباشد و بس.
بنابراین مردم در چنین حکومتهایی نمیتوانند آنچه را میخواهند، در جهت
رسیدن به َآن گام بردارند.
در دیدگاه امام پیرامون این بحث میبایست به این نکته توجه کرد که ایشان
ضمن قبول چندگانگی سیاسی در کشور که خاصه خمود را در قالب احزاب و جریانات
سیاسی نشان میدهد، تأکید بر عدم وجود ضرر و زیان از جانب آنان برای کشور
را دارند. چنانکه در جایی میگویند: «احزاب آزادند که مخالفت با ما یا با
هر چیزی بکنند، مادامی که اقدامشان مضر به کشور نباشد» و یا «(احزاب) آزاد
هستند، مادامی که توطئه معلوم نشده است» از عبارات فوق آنچه فهمیده میشود
این است که احزاب سیاسی در چهارچوب قوانین نافذه کشور، تا زمانی که دست به
اقدامات تفرقهآمیز و خیانت نزنند، میتوانند همه گونه فعالیت داشته و حتی
در مقام مخالفت با حکومت سخن بگویند.
سومین ویژگی یک نظام مردم سالار که در اینجا به آن میپردازیم، مقوله
برابری مردم است. برابری مردم اصلی است که در بسیاری از منشورهای حقوق بشر
و اسناد جهانی به آن تکیه و تأکید شده است. از جمله «تساوی بودن همه در
مقابل قانون و حمایت یکسان قانون از همه و یا «حق تساوی کلیه اشخاص در
مقابل قانون و حمایت مساوی قانون از آنان». در یک نظام مردم سالار تمامی
افراد جامعه اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ، تحصیل کرده و بی سواد، پولدار و
فقیر و... در برابر قانون دارای حقوق یکسانی است و هیچگاهی موقعیت شغلی،
میزان ثروت و دارایی و یا چیزهایی از این قبیل باعث ازدیاد حق نمیشود. در
منابع اسلامی نیز بر این مسئله اشارات فراوانی شده است. چنانکه آیه
شریفهای در قرآن کریم عنوان میدارد که تمام افراد بشر از یک زن و مرد
آفریده شدهاند و در بین آنها هیچ تفاوت و فرقی نیست مگر به واسطه اصل تقوا
و اگر یکی سیاه است و دیگری سفید، یکی سرخ است و دیری رنگ دیگر، یکی از
فلان قبیله و قوم است و دیگری از قوم و قبیله دیگر، همه و همه فقط بخاطر
شناخت و تمایز افراد است. در حدیثی از پیامبر اسلام نیز وارد شده است که
«الناس کانسان المشط سواء» یعنی مردم به مانند دانههای شانه یکسان هستند.
در تاریخ اسلام نمونههای عملی فراوانی وجود دارد که به خاطر اطاله کلام از
ذکر آن خودداری میکنیم. اما دیدگاه امام در این باره چیست؟ امام در یکی از
سخنرانیهای خود عنوان میکند: «دولت در حکومت اسلامی در خدمت ملت است.
باید خدمتگذار ملت باشد و ملت چنانچه نخست وزیر هم یک وقت ظلم کرد، در
دادگاهها از او شکایت میکند و او را دادگاه میبرند و جرم او اگر ثابت شد
به سزای اعمالش میرسد» ایشان ضمن برشمردن نمونههای صدر اسلام درباره
تساوی مردم در مقابل قانون، تأکیدات فراوان دارد که در حکومت اسلامی همه در
مقابل قانون یکسان هستند. حتی حکومت نیز حق ندارد بر مردم ظلم کرده و یا
حتی امری را تحمیل بر مردم کند. به هر حال آنچه عنوان شد بیان دیدگاههای
مرحوم امام بود پیرامون برخی از ارکان یک نظام مردم سالار.
سید رضا حسینی (میثم)
پینوشتها:
|