|
فساد اداری، علل و راهکاری درمان آن
ضیا دانش
با توجه به مصادیق و عناصر تشکیل دهنده فساد
اداری، منظورم از فساد اداری و فساد، آن چیزی است که مخالف و متضاد با
سلامت و سالم باشد، به تعبیر دیگر، می توان گفت فساد و فاسد به آن چیزی
گفته می شود که مخرب و مخل نظم و انسجام یک ساختار می شود و کارکرد جهت
مثبت آن را به کارکرد منفی تغییر داده و یا حد اقل دچار تقلیل، کاهش،
اختلال و انحراف می کند. ساختار سالم و سلامت ساختاری به این معناست که،
عناصر درونی آن ساختار هماهنگ و منسجم برای تامین مقاصد و اهداف منظور شده
از آن ساختار عمل می نمایند و کارکرد مطلوبی را از خویش ارائه می نماید و
در صورتی که اهداف و مطالبات معینه از آن ساختار بر آورده نشود، بدین معنی
است که در کارکرد و کارایی آن ساختار فساد رخنه کرده و کارکرد آن را فاسد
ساخته است.
بنابراین، فساد به عنوان یک عنصری خارجی به درون یک ساختار نفوذ می کند و
کارکرد آن به نحوی تغییر می دهد که مورد نظر و مقصد نبوده است.
قابل ذکر است که فساد به عنوان یک کلمه عام دارای عناصر و مصداق های زیادی
است که می بایست در حین بحث و تعریف آن مورد توجه قرار گیرد و در غیر آن
رهیافت مقابله و درمان آن دچار اختلال و اشکال خواهد شد.
نتیجتا اینکه، بحث فساد اداری یک مقوله ای است که کاملا نیازمند ارائه
تعریف دقیق و تعیین مصادق آن می باشد و تخصیص و انحصار این کلمه تنها به
ارتشاء، بوروکراسی، نقض قانون، و یا حتی استعمال آن از باب غلبه بر این
موارد گمراه کننده و ابهام ساز است و نیاز دارد تا به صورت جدی روی تعریف
فساد اداری و تعیین مصادیق آن کاری دقیق و اصولی انجام شود و این مقال در
صدد چنین امری نیست، چرا که تحقق چنین مسئله ای نیازمند کار گروهی و جمعی
از نخبگان و مطالعات دقیق دارد و به تنهایی از عهده این گفتار مختصر بر نمی
آید، ولی عجالتاً فساد اداری را این طور تعریف می کنیم که: "فساد اداری
عبارت است از ایجاد اختلال در کارکرد مطلوب و مقصود ساختار ادارات". کلمه
اختلال نشانگر بر هم خوردن نظم و انسجام است که توسط عناصر و عوامل مختلف،
چه به شکل متفاوت و چه به صورت بهم پیوسته و مرتبط صورت گرفته است و درمان
آن و اصلاح آن ساختار مستلزم آن است که در قدم نخست عوامل نفوذی شناسائی و
در مرحله دوم راهها و شیوه های درمان آن بررسی و ارزیابی گردد.
از آنچه گفتیم به این نتیجه می رسیم که، مبارزه با فساد اداری در افغانستان
مستلزم تعیین مصادق و فکتورهای بوجود آورنده آن است و متعاقبا می طلبد که
راهکارهای مقابله و مبارزه با آن ها جستجو شود. به نظر می رسد گذشته از عمق
و گستردگی فساد اداری در سطوح مختلف ادارات دولتی، ابهام و اشتباه در تشخیص
عناصر و عوامل فساد اداری یکی از عوامل عدم توفیق نهادهای مسئول و موظف،
خصوصا ریاست مبارزه با ارتشاء و فساد اداری بوده است و در عین حال اتخاذ خط
مشی محافظه کارانه و مصلحت گرایانه نیز در رشد و ریشه دوانی آن تاثیر چشم
گیری داشته است و در صورتیکه این امر مورد توجه قرار نگیرد، نمی توان به
حصول دست آوردهای قابل قبول، چندان دلخوش و امیدوار بود.
به هر حال، همانطوری که تذکر داده شد، در این مجال اندک و نیز عدم توانائی
علمی نگارنده، تعیین و تذکر تمام عناصر و عوامل بوجود آورنده فساد اداری به
تنهایی کار دشوار و بسا ناممکن خواهد بود، ولی در حد مقدور به اختصار به
بخشی عناصر که در شکل گیری، توسعه و تداوم فساد اداری در کشور نقش دارد، و
راههای مقابله با آنها به صورت مختصر اشاره می شود:
1. نبود سیستم و نظام اداری: وجود سالهای متمادی جنگ، شالوده نظم و سیستم
از هم پاشیده است و این امر باعث آن شده است تا با تغییر و جابجایی اشخاص
کلیدی در ادارات، سیستم و نحوه کار نیز دچار دگرگونی شود و در نهایت تمام
حساب و کتاب و جوابگویی بهم می خورد و این مسئله زمینه را برای بی نظمی و
اختلال در کارکرد فراهم می سازد و هیچ کس مورد پرس و جو قرار نمی گیرد.
بناءً ایجاد سیستم و نظم برای محاسبه کاری و ثبات در کارکرد هدفمندانه
اداری، الزامی و اساسی است.
2. در بعد فرهنگی به نظر می رسد ارتکاب فساد اداری در حال از دست دادن قبح
اخلاقی خویش در جامعه افغانستان است و کارمندان در سطوح مختلف بدون احساس
شرم و خجالت در حضور عام مرتکب فساد می شود. لذا تبلیغات در مذمت و نکوهش
آن گسترش و وسعت داده شود و رذالت اخلاقی آن به نحوی گوشزد که گردد که
کارمندان به راحتی در انظار عام و علنا از نظر روحی وروانی نتوانند مرتکب
آن شوند.
3. سلامت روانی: ایجاد فضا برای حفظ سلامت روانی اشخاصی که از جنگ های
گذشته متاثر شده اند و اولویت استخدام اشخاص سالم در کاهش و جلوگیری از
فساد اداری نقش تعیین کننده دارد. نبود سلامت روانی در گروهی قابل ملاحظه
ای از مامورین و کارمندان، به شکل ناراحت کننده باعث عدم رعایت تعهدات و
مسئولیت پذیری در قبال سرنوشت کشور شده است.
4. سهم بندی ادارات: متاسفانه در رده های بالای حکومت اتخاذ خط مشی محافظه
کارانه و بر خلاف منافع عام، باعث آن شده است که ادارات و نهادها به صورت
غیر مسئولانه به حراج واگذار شود و برای خفه ساختن اعتراض مخالفین به عنوان
حق سکوت و سهمیه داده شود و این امر موجب انتصاب اشخاص نا صالح در امور
مملکت شده و در نتیجه موجب ایجاد فساد اداری گردیده است. تحقق شایسته
سالاری و قطع دست افراد ناسالم و نا صالح از ادارات و سپردن کار به اهل آن،
می تواند موجب از بین رفتن فساد اداری شود.
5. تفاوت معاشات کارمندان: تفاوت فاحش و کلان میان معاشات کارمندان بالا
رتبه و پائین رتبه و از سویی قیمتی و بیکاری، سبب ایجاد فساد در اقشار
مختلف جامعه بخصوص کارمندان شده است. در صورتی که توازن و تناسب برای در
آمدهای و اشتغالزایی و کار آفرینی و در کل تحرک اقتصادی اقشار کم در آمد
صورت نگیرد نمی توان فساد اداری را از بین برد.
|