|
می ترسید
یا از اسکورت لذت می برید؟
عبور و مرور مقامات دولت به
خصوص در سطح وزیر یا بالاتر، از چهار سال بدین سو، یکی از
معضلات بزرگ و طاقت فرسای شهروندان شهر کابل است و علی رغم
اعتراضات، انتقادات و گوشزدهای مکرر و مداوم مردم و انعکاس
آن از طریق رسانه های گروهی، متأسفانه این مشکل کماکان
لاینحل باقیمانده است.
برخی از رسانه ها، به ویژه رسانه های دیداری بارها تصاویر
و گزارشاتی را پخش و نشر کرده اند که تعدادی از وطن داران
و شهروندان به دلیل ایجاد راه بندی و عبور مقامات، دچار
صدمات و مشکلات جدی شدند و حتی تعدادی از آنان در راه
رسیدن به شفاخانه جان خویش را از دست دادند و در واقع
قربانی شوکت طلبی زمامداران اصلاح ناپذیر خویش شده اند.
فوت کودک خردسال و مادرش در سفر رئیس جمهور به بدخشان در
سال 84 از دردناک ترین رویدادهای این گونه حوادث و بی
پروایها است.
عبور و مرور رهبران تنظیم های جهادی، اراکین و سران حکومت،
در این چهار سال دیگر تنها یک معضل نیست، بلکه علت دیگری
در ایجاد فاصله، خشم، نارضایتی و حتی انزجار توده مردم
نسبت به کارگزاران و مدیران مملکت است. آنچه که در حین
عبور و حتی پس از ختم نمایش جلال و شکوه افسانه ی مقامات
نثار آنان می شود، دشنام و دعای بد کسانی است که به جز آه
و ناله چاره ی دیگری ندارند و حتی اگر هنگام گذر حکمای
خویش میسر آنان را تخلیه نکنند، بدون هیچ ارزش و بهای ممکن
است، زیر تایر مرکب آنان جان بدهند.
در مملکتی که به ادعای رسانه ها هر صبح دو ساعت به خاطر
عبور و مرور قاضی القضات، برخی از راههای عامه و محل تردد
ضروری عابرین، ممنوع العبور و مسدود می شود دیگر می شود،
به راحتی پذیرفت که بقیه زمامداران حق دارند تا در هنگام
عبورش از خیابان ها مردم را دچار دردسر و مشکل نمایند!
متأسفانه عبور و مرور رئیس جمهور نیز به مراتب بدتر و
آزاردهنده تر است. قرار گرفتن ده ها عراده موتر در دنبال و
پیش روی موتر ایشان و عبور با سرعت و حرکت آنچنانی، برخورد
زننده و توهین آمیز پولیس و ترافیک با عابرین، از سوی مردم
پایتخت را دلخور و ناراض ساخته و از سوی دیگر، جرئت و
جسارت ایشان که لازمه رهبری و حکومت کردن است، شدیدا سوال
برانگیز و نگران کننده ساخته است. این درست است که امنیت
در کشور قابل اطمینان نیست و خطر جان مقامات به خصوص
مقامات عالی رتبه را تهدید می کنتد، اما این امر دلیل و
بهانه برای این نمی شود که از تمام مردم پنهان شد. بالاخره
حکومت کردن جرئت و جسارت می خواهد و نیز خطرات زیادی را در
پی دارد. ترس از عموم مردم و یا عده ای اخلال گر تروریستان
نباید موجب این شود که مقامات دولت با عبور گریز مانند از
یک چهار دیواری به چهار دیواری دیگر نقل مکان نماید و مردم
نیز از آنها انتظار بهبود امور معیشت، امنیت و در کل زندگی
شان را داشته باشند.
بدون پذیرش ریسک و خطر نمی شود بر قلب مردم حکومت کرد و
برخورداری از حمایت و نصرت مردم مستلزم آن است که رئیس
جمهور و اعضای تیم ایشان به میان مردم بروند و مانند آنان
ساده و بی آلایش زیست نمایند تا این دیوار از فاصله و دوری
که میان آنان و توده مردم ایجاد شده است، از میان برود و
مردم لذت داشتن حکام خوب و نیز آنان احساس برخورداری از
حمایت مردمی را د رک و لمس نماید.
نکته دیگر که در حاشیه این گونه ها قدرت و شوکت نمایی ها
وجود دارد، هتک حرمت و نقض صریح و آشکار حقوق اتباع و
شهروندان کشور توسط نیروهای نظامی به خصوص پولیس است. آنان
از قبل به ایجاد راه بندها و توقف عابرین و عراده جات می
پردازند و اغلب شهروندان با دفاع را ضرب و شتم می نمایند.
اهانت و لت و کوب ژورنالیستان تلزیون آینه در سال روان و
معاون حزب کنگره ملی در تازه ترین مورد سفر رئیس جمهور
و.... نمونه ی بارز و تازه این گونه رفتارها است. و البته
این قبیل رفتار در روز صدها بار به دلائل متعدد و واهی
توسط اشخاص مسلح (به اصطلاح پولیس) با شهروندان صورت می
گیرد.
حال بیاید قضاوت کنید، رئیس جمهور و دولت منتخب و محبوب،
با وصف ارتکاب مکرر و بی پروای این موارد باز هم می تواند
ادعای حمایت مردم و داشتن محبوبیت میان آنها کنند؟
?ضیاء
دانش
|