|
انتظار از
منظر دیگر
هدیه
ای به پیشگاه مولود نیمه شعبان، مهدی فاطمه (عج)
عدالت شعار دل انگیز هر
شنونده و کلمه ی جانبخش به جملات سخنرانان دنیا است و اجرای آن نیز مایه ی
دل آرامی دلدادگان ابنای بشر به زندگی در پرتو می باشد، اما تاکنون این
پتانسیل خفته در درون اتم سخن باقی مانده و به صورت شایسته نشکافته است تا
ثمره نیک و بد آن معلوم گردد، و آدمیان از این میوه شیرین به شکل وافر بهره
ببرند.
هر کتاب آسمانی و یا مکتوب
زمینی اگر حکایت حالش به شرح این نسخه ی شفابخش مسجل شده باشد مقبول عقل
انسان و مطبوع خاطر وی واقع می گردد، ولی طرح کاربردی این تئوری بزرگ چه
راهکاری می طلبد؟ پیروان ادیان آسمانی دنبال دست رهبری برای هدایت این امر
و محوری برای اجرای آن می باشند و مداوم در یک حالت امید و انتظار به سر می
برند.
به حقیقت هر وجدان آگاه
منتظر یک زندگی بیداری است تا انگیزه خلق شود و راه اجرای عدالت را هموار
سازد، اما همواره موانع قوی تر از راهکارها به جریان افتاده و عمل نموده
است که خوی انسان ظلوم بر چهره ی نرم خلیفت الهی او چربیده و نگذاشته است
این مرام برآورده گردد. مقطع انتظار از ما غالب شدن خصلت انسانی را بر
خواهشات نفسانی می خواهد.
این پیک در دل هر کسی تفسیر
به خصوصی دارد و ممکن است در این حلقه بحث تضارب آراء صورت گیرد، ولی قدر
مسلم این است که از بوی هر نفس پاک انسان آزاد چنین معلوم است که «کسی می
آید» کسی که نوید بخش برچیده ظلم و ستم و اجحاف از صحنه ی حیات اجتماعی و
برقراری عدل و داد در جهان است. این درک و دریافت زمانی به اندیشه تبدیل می
گردد که ما به وجدان درونی خویش مراجعه کنیم.پ
آن دادگستری که ما آخرین
ستاره ی آسمان امامت، دوازدهمین پیشوای جانشینی در صف پیام آور اسلام حضرت
محمد (ص) مهدی موعود(عج) می دانیم، در زمانی که از حضور وی بی بهره ایم چه
عملکردی را از ما می طلبد و چه رویکردی در قبال این پدیده بر ما مطلوب
خواهد بود؟
عقل تجربه محور با تکیه بر
مستندات تاریخ اسلام و سفارشات پیشوایان دین، همان سان که پیامد ظهور حجت
را مجادله با هر چه اجحاف می داند، انتظار این ظهور سبز آفرین را نیز
انگیزه ای می پندارد برای منتظرین ظهور در جهت زمینه سازی طلوع خورشید
عدالت و گسترش نور وحدت آفرین آن در ساحه ی حیات اجتماعی انسان.
انتظار ظهور نه آن گونه که
بعضی، لجام توجیه بر خرد خویش می بندند و این کلمه و پدیده را تفسیر به رای
می کنند، معنای تحمل ستم و واگذاری انتقام به آن مرد عدالت پیشه دارد که
مفهوم فراهم سازی جامعه ی عاری از بیدادگری را دارد. آن کس که یک پایه ی
ظلم واقع شده و ستمی را بپذیرد، هرگز در صف منتظرین قرار نخواهد گرفت، بل
به تیغ آن منتظر هلاک خواهند شد.
انتظار از ما تحمل ستم و
استبداد را نمی خواهد که این خود مانع به پایان رسیدن انتظار خواهد بود.
انتظار از ما گام گذاشتن در جهت برپایی نظم و نظامی است که در آن محور و
مبنای تعامل انسانی عدالت و برابری باشد، نه دست روی دست گذاشتن و سپرده
سرنوشت خویشتن را به دست سپاه ستم و لشکر شب تا مگر مهدی موعود (عج) سر
رسید و پرده های شب را بدرد.
با تکیه بر همین مبنا و با
استناد بر این معنا است که گفته اند حفظ ایمان در این شرایط همانند فشردن
مشت خارتیز در پنجه های خویش در شب تاریک است. در چنین حالتی یار وفادار آن
دلداده چه کسانی خواهد بود که قطعا کسی نیست که یک پایه ی ستم واقع گردد،
(ظالم یا مظلوم)
تبی که امروز جامعه انسانی و
اسلامی در آن می سوزد، اجرای جبر و جور یا تحمل آن است که هر دو به یک
میزان زمینه ساز سوختن در کام استبداد هستند. پس بر ما است تا انتظار را از
این منظر نگاه کنیم که آماده ی نصرت و یاری بر آن یار یگانه فرمانروایی
عادل باشیم نه خاموشانه در تپش سوختن و ساختن زیر بار ظلم و ستم بسر بریم و
با خود امید طلوع آفتاب عدالت را در شب هجران انتظار بریم. بدان امید که
یکایک ما عضوی از سپاه عدالت در صف مهدی موعود (عج) باشیم. یا مهدی ادرکنا!
|