|
درد
فلسطین و جهان زورمدار
پنج سال پیش مهاتر محمد نخست
وزیر سابق مالزیا گفته بود: هر گاه جهان دارای ارباب واحد
باشد، مفاهیمی چون حق، تجاوز، استقلال، احترام و ... را
منافع و اراده ارباب تعیین خواهد کرد.
البته در جهان چند قطبی نیز گاهی منافع قدرتهای بزرگ
بسیاری از اصول و مفاهیم بین المللی و انسانی را تعیین
میکرد، اما در این اواخر که جهان به سوی تک قطبی شدن پیش
میرود، روند تغییر و تعیین مفاهیم جهانی و انسانی بسیار
پررنگ، برجسته و باور نکردنی شده است!
مفاهیمی چون حقوق بشر، دموکراسی، تروریسم که شعارهای دهان
پر کن و ابزارهای بزرگ جهانی و بین المللی هستند، چند سالی
است که تنها بوسیله منافع و تمایلات غرب، مخصوصا امریکا،
معنا و تعیین میشوند.
دموکراسی و انتخابات در الجزایر و فلسطین معنای کاملاً
مغایر با معنای آنها در سایر کشورها دارد. حقوق بشر،
تروریسم، امنیت، حیات انسان ها، استقلال و ... در فلسطین و
اسرائیل معنای کاملاً متفاوت با سایر نقاط جهان دارد. مردم
فلسطین اگر در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک نخست وزیر خود
را انتخاب کنند؛ باز هم تروریست هستند. حیات انسان فلسطینی
به اندازه حیات مگسی هم اهمیت ندارد، در حالیکه حیات یک
نفر اسرائیلی برابر نابودی دو کشور و دهها هزار انسان
ارزش دارد!!
امنیت و استقلال اسرائیل با فیر راکت یک انسان درمانده و
مستأصل به مخاطره میافتد؛ اما استقلال فلسطین و لبنان، نه
با تهاجم تمام عیار نظامی، و نه با بمباران وسیع هوائی و
نه با ویرانگری بی حساب و نه با کشتار دسته جمعی شهروندان،
با هیچ کدام نقض نمیشود.
در چند روز اخیر اسرائیل که خود صدها فلسطینی را در گروگان
و اسارت دارد، به بهانه ربوده شدن یک سرباز اسرائیلی، اول
فلسطین را مورد تهاجم وسیع نظامی قرار داد و سپس لبنان را
و اکنون با شعار نابودی حزب الله، این کشور را به صورت
وحشیانه و بیرحمانه، از زمین، هوا و دریا، مورد تهاجم قرار
میدهد.
در اثر این تهاجم تا کنون جان صدها انسان گرفته شده و
هزاران انسان مجروح و صدها خانه و کاشانه و تأسیسات حیاتی
در فلسطین و لبنان ویران گردیده است.
اگرچند حزب الله لبنان در مقابل این تجاوز وحشیانه از خود
مقاومت بسیار شجاعانه و جانانه نشان داد، لیکن این تفاوت
تنها ناشی از اعتقاد و ایمان، اما کاملاً با دست خالی است.
کجا برابر است قدرت غول آسای تسلیحاتی اسرائیل، امریکا و
انگلیس با چند عدد راکت کوتاه برد و چند قبضه تفنگ معمولی؟
آن چه که در این تراژدی غمبار بسیار مایه شگفتی و شرمساری
است، موضع رسمی به اصطلاح جهان است؛ جهانی که مدعی
خردگرائی، انسان گرائی، دفاع از حقوق بشر، صلح، امنیت و
... میباشد.
بسیاری از کشورها منتظر ماندند تا ببینند که ارباب کل
جهان، امریکا، در این باب چه میفرماید؟ امریکایی ها پس از
درخواست سرمنشی ملل متحد مبنی بر اعلام آتش بس، اعلام کرد
که هنوز آتش بس لازم نیست! پس از اعلام موضع ارباب کل
جهان، کشورهای بزرگ غربی و صنعتی کوشیدند که مواضع خود را
با ارباب جهان نزدیک بسازند! روس ها که در آغاز کار اندکی
ساز مخالف زده بودند، پس از دریافت امتیازات بسیار ناچیز
در «سن پترزبورگ»، آنها نیز موضعشان را به موضع ارباب
جهان نزدیک ساختند، سیاستمداران فرانسه تأسف خود را از این
جهت اعلام کردند که لبنان تازه بازسازی شده، دارد خراب
میشود!.
گویی که جان انسان مسلمان فلسطینی و لبنانی به پشیزی اهمیت
ندارد!! زیرا که این جان مطلوب ارباب جهان نیست.
از همه شگفت انگیزتر موضع رسمی کشورهای اسلامی بود، بجز
جمهوری اسلامی ایران و سوریه که با شهامت در برابر این
تجاوز ایستادند، سایر کشورهای به اصطلاح اسلامی نیز مواضعی
اتخاذ کردند که موجب رنجش ارباب را فراهم نکنند.
سؤال این جاست که با وجود اینکه تمام ملل اسلامی (امت
مسلمه) از بابت این نوع مصایب خون میگریند، چرا
سیاستمداران کشورهای اسلامی این طور موضع ضعیف، انفعالی و
شرمآور اتخاذ مینمایند؟؟
تنها پاسخی را که میتوان یافت این است که سران این
کشورها، غالباً منتخب واقعی مردم نبوده و با روش استبدادی
و ارتجاعی حکومت میکنند و این نوع حکومت ها اکثراً متکی
به حمایت امریکا میباشند و حکومت تحت الحمایه نمیتواند
در برابر حامی خویش، موضع مستقل و حق گرایانه داشته باشد.
پرسش دیگر و مهمتر این است که در چنین شرایطی تکلیف ملل
مسلمان، مخصوصاً مسلمان های بادرد و با احساس چیست؟ آیا
راه دیگری برایشان باقی میماند جز اینکه جان خود را فدا
کنند، تا انتقام برادران مظلوم و مقتول خویش را بگیرند؟؟ و
آن وقت قطعاً طبق معیارهای ارباب جهان «تروریست» خواهند
بود!!
دفاع از تروریسم کار با منطق اسلام و انسانیت ناسازگار
است، اما این سؤال بزرگ را بایست دنیا پاسخ بگوید که در
چنین شرایطی تکلیف مسلمانان سرخورده، مظلوم و تحقیر شده
چیست؟
رضوانی بامیانی
|