مقالات/بحران انرژی هسته ای و جمهوری اسلامی ایران     

 

بحران انرژي هسته اي و جمهوري اسلامي ایران
 


نویسنده: ح. ملايك


ترديدي نيست كه در جمهوري اسلامي به دليل گرايش قاطع مردم به اسلام و وقوع انقلاب اسلامي، دين و مفاهيم ديني در سياست جايگاه ويژه اي داشته و دارد. و از آنجا كه صف آرايي جديدي در صحنه بين المللي عليه منافع اين ملت شكل گرفته و عامل مذهب بار ديگر مي رود تا قدرت خود را در مقاومت، بسيج، اراده و برنامه ريزي ملت ايران به آزمايش بگذارد، بي مناسبت نيست كه مقاطعي را كه در تاريخ اسلام نقطه عطف و با اهميت محسوب گرديده را به صورت بسيار گذرا مورد بررسي قرار دهيم:
۱ محاصره مسلمانان در شعب ابي طالب؛ شوراي امنيت آن زمان براي تسليم اراده ملت مسلمان تحريم هايي را بر آن ها اعمال كرد. در اين دوران مسلمانان محكوم به پذيرش قوايد و مقررات قدرت هژمون گرديده و پيشرفت و بروز ظاهري اسلام متوقف گرديد.
۲ صلح حديبيه؛ در اين مرحله مسلمانان به دليل عدم وجود قدرت تعيين كننده مجبور به پذيرش صلح شدند و از گسترش و توسعه باز ماندند.
۳ غزوه احد؛ در اين جنگ كه بيشترين خسارات انساني به لشكر اسلام وارد شد و نيروهاي درگير تا مرحله نابودي كامل پيش رفتند.
۴ فتح مكه؛ نيروهاي مسلمان با داشتن قدرت اقتصادي و نظامي و سياسي لازم پيروزي چشمگيري را به خود اختصاص دادند و گسترش اسلام به سوي ايران و رم آغاز گرديد.

۵ فوت پيامبر و شوراي ثقيفه؛ اولين شكست سياسي شيعه كه نتوانست نظر افراد ذينفوذ و ساختار سياسي موجود را به نفع خود جلب كند.

۶ انتخاب حضرت علي(ع) به عنوان خليفه؛ پيروزي سياسي شيعه

۷ جنگ صفين؛ شكست ديپلماتيك نظامي شيعه از قدرت فراگير وقت

۸ صلح امام حسن(ع)؛ نتيجه عدم توانايي شيعه به تشكيل يك انسجام تيوريك در مجموعه مسلمانان

۹ عاشورا؛ مقابله تماميت اسلام با تماميت كفر و شكست نظامي قطعي شيعه و آغاز فصلي جديد در مبارزات سياسي اجتماعي و فرهنگي

۱۰ حكومت هاي شيعي؛ حكومت هايي كه به نام حمايت از اهل بيت تشكيل شدند از جمله صفويان در ايران و فاطميان در مصر نمودي از استفاده روحانيت شيعه از قدرت با واسطه براي توسعه تفكر و نفوذ عقيده

۱۱ انقلاب اسلامي ايران؛اولين نمود منسجم تيوريك سياسي شيعه و جهان اسلام براي كسب قدرت سياسي كه با مخالفت و عدم علاقه غرب به رهبري آمريكا در مرحله اول و سپس شوروي در مراحل بعدي روبرو شد. اگرچه هر يك به دليل عدم شناخت اوليه از ماهيت آن سعي در به كارگيري ابزاري از آن به صورت ديگري داشتند.

۱۲ جنگ ايران و عراق؛ تعبيري از امام خميني براي اين جنگ كه امروز تمامي كفر در مقابل تمامي اسلام ايستاده است . به عبارت ديگر ايتلاف كليه قدرت هاي جهاني به صورت آشكار و پنهان عليه اين انقلاب و رهبري آن و تصميم قاطع به جلوگيري از دستاوردهاي آشكار براي انقلاب اسلامي كه نهايتاً بايد گفت كه در محدوده جنگ توانستند خسارات بسيار زيادي بر ايران وارد آورند، و قدرت نظامي ايران را كه مي توانست عاملي براي تحكيم سياست ها باشد را كاهش دادند.

۱۳ فوت امام خميني؛ مارگارت تاچر طي مصاحبه اي در آن روز گفت: با مرگ خميني بنيادگرايي اسلامي مرد . اما چنين نشد و بيداري اسلامي از ايران گذر كرد و هم اكنون قدرت در حال رشد جهان سياست با هر نوع شاخصي كه در نظر بگيريم است.

با اين مقدمه و تاريخ به ارزيابي شرايط ناشي از قطعنامه فوريه 2006 شوراي حكام كه دومين صف آرايي كشورهاي پرقدرت جهان عليه يكي از سياست هاي جمهوري اسلامي ايران است مي پردازيم. با اين نگرش كه هر شكست دلايلي دارد و بايد با آسيب شناسي آن ها را مورد بررسي قرار داد و برطرف نمود و هر پيروزي عواملي دارد كه بايد آن ها را تقويت كرد و در نظر داشت كه اگر عوامل لازم براي پيروزي به بلوغ خود نرسد آن پيروزي محقق نخواهد شد.

در فاصله سپتامبر 2005 تا فوريه 2006 در شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي دو قطعنامه عليه ايران صادر شد كه اگرچه در ماهيت همان جلوگيري از فعاليت هاي هسته اي ايران را دنبال مي كرد اما در ظاهر تهديدهاي بيشتري را متوجه جمهوري اسلامي نموده و به اصطلاح شرايطي را آماده مي كرد كه ايران به عنوان اخلال گر عرصه امنيت بين المللي به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع گردد. قطعاً اين دو بيانيه و همگوني نظرات چين و روسيه با كشورهاي غربي و آمريكا براي ايران پيروزي محسوب نمي شود و بررسي نقاط ضعف سياست خارجي و علت عدم دستيابي به اهداف مشخص شده حتماً بايد در دستور كار قرار گيرد.

جبهه مخالف ما چه مي گويد

آن ها مي گويند مخالف استفاده از تكنولوژي اتمي براي مقاصد صلح آميز نيستند. امّا ايران اعتبار امنيتي قابل قبول براي داشتن چنين تكنولوژي حساسي ندارد. صاحب نظران و روشنفكران عمده آمريكايي و اروپايي طي يك بيانيه سرگشاده براي تأثيرگذاري بر جامعه روشنفكر جهاني نظرات خود را اين گونه دسته بندي كرده اند:

با توجه به سوابق مخفي كاري ايران در برنامه هسته اي خود، اگر ايران اجازه يابد كه به تكنولوژي غني سازي، حتي تحت كنترل بازرسان بين المللي، دست يابد كار پرخطري خواهد بود. زيرا ايران يك گام كوتاه تا دستيابي به تسليحات اتمي فاصله دارد و پس از اينكه ظرفيت خود را تكميل كرد از مقررات NPT خارج و به بازرسان نيز دستور خواهد داد از ايران خارج شوند. ايران مسلح به تكنولوژي تسليحات اتمي بسيار خطرناك و بي ثبات كننده است و باعث خواهد شد كه كشورهايي چون عربستان، مصر و تركيه (نظريه پردازان اسراييلي مي گويند حتي الجزاير و دوباره ليبي) به روند دستيابي به تسليحات اتمي بپيوندند.

ايران اتمي سياست خارجي تهاجمي تر اتخاذ خواهد كرد و از گروه هاي تروريستي حمايت نموده و حتي احتمال تجاوز نظامي به كشورهاي همسايه خود را نيز در سر خواهد داشت و در نهايت تنها مقررات خلع سلاح كنوني (NPT) در معرض خطر جدي نابودي قرار مي گيرد.

صاحبنظران فوق معتقدند كه آمريكا و اروپا مي بايست در يك اتحاد كاملاً مشخص به دنبال جلب نظر چين و روسيه باشند اما اگر اين توافق صورت نگرفت موضوع تحريم ايران بايد با همكاري ژاپن پيگيري شود. ايران بايد در صورت دست زدن به غني سازي يا خروج از پروتكل الحاقي و يا خروج از NPT مورد تحريم قرار گيرد. (نامه 60 روشنفكر اروپايي و آمريكايي در فوريه 2006)

اين تعابير عيناً در نامه سرگشاده سه وزير خارجه آلمان فرانسه و انگلستان كه در 22 سپتامبر 2005 در مطبوعات بين المللي انتشار يافت آورده شده است. آن ها مي گويند: اگر ايران اجازه يابد كه به اين تكنولوژي دست پيدا كند، آسياي مركزي و خاورميانه كه مناطق پرتحول جهان محسوب مي شوند بي ثبات خواهند شد و كشورهاي ديگر نيز در رقابت با ايران سعي مي كنند تا به چنين تكنولوژي دست يابند و مقررات (NPT) صدمه خورده و هدف خاورميانه عاري از تسليحات كشتار جمعي كه ما همگي به آن اعتقاد داريم كم رنگ خواهد شد.

آژانس بين المللي انرژي از سال 2002 تا سپتامبر 2005 شش قطعنامه متوالي با اجماع صادر نمود كه همگي از ايران خواسته اند هر نوع فعاليت اتمي خود را متوقف كند. در سپتامبر 2005 اجماع در قطعنامه ها شكسته شد و در 24 سپتامبر قطعنامه اي با همان محتواي سابق اما اين بار با 22 رأي موافق و 12 رأي ممتنع و يك رأي مخالف تصويب شد. اهميت اين قطعنامه در آنجا بود كه روسيه و چين رأي ممتنع و هند به آن رأي مثبت داد.

در فوريه 2006 بار ديگر قطعنامه اي با 27 رأي موافق و 5 رأي ممتنع و 3 رأي مخالف تصويب شد. نكته حايز اهميت در اين قطعنامه آن بود كه چين و روسيه كه وزراي خارجه آن ها در اجلاسي در لندن به همراه قدرت هاي غربي توافق كرده بودند كه در قطعنامه فوريه آژانس از وضعيت ممتنع به موافق قطعنامه تغيير موقعيت دهند چنين كردند و ايران كه احتمال كمي مي داد اين دو كشور با قدرت هاي غربي همراهي كنند و روي حمايت آن ها حساب باز كرده بود با شرايط جديدتري مواجه شد.

محتواي همه اين قطعنامه ها بدون ورود به جزييات آن در واقع درخواست از ايران براي متوقّف ساختن و صرف نظر از كليه فعاليت هاي هسته اي خود حتي آن ها كه در چارچوب مقررات NPT و پروتكل الحاقي مشروع و قانوني هستند، است. با اين حساب بار ديگر جمهوري اسلامي به دليل پيگيري يك مشي استقلال طلبانه، با مخالفت اكثريت كشورهاي قدرتمند جهان مواجه شده است، و اگر كشوري نيز با سياست ايران موافق يا با آن مخالفتي نداشته باشد به دليل فشار همان كشورهاي ذينفوذ مجبور به سكوت يا همراهي با سياست آن ها مي شود. و اين تعبيري است از نظام بين الملل.

نظام بين المللي

از آنجا كه در بسياري اوقات نظراتي در مورد احتمال و نحوه همراهي روسيه و چين و هند با ايران در مقابل خواست و اراده آمريكا ارايه مي شود مناسب است قدري به نظام بين الملل و اين مفهوم كه در عصر حاضر روابط بين كشورها بر چه مبنايي استوار است و قدرت در جهان چگونه توزيع شده است پرداخته شود، اما قبل از ورود به بحث تيوريك گزيده مقاله اي از روزنامه نوويه وريبا چاپ مسكو مورخ 17 ژانويه 1904 از نظرتان مي گذرد.

دولتين روس و انگليس در چين و عثماني و در ايران رقابت دارند و منافع طرفين در ممالك مزبور مخالف يكديگر است. اما در چين و در عثماني اين رقابت به سختي نخواهد انجاميد به دليل اينكه در چين منافع روسيه منحصر است به ممالك شمالي چين و حال آنكه منافع انگليس محدود است به ممالك جنوبي چين. پس مخاطره انحطاط از اين جهت در ميان نيست، در مملكت عثماني هم دولت انگليس كه نفوذ قديم خود را ندارد بلكه آن نفوذ از انگليس به آلمان منتقل گرديده و در آسياي صغير آلمان با ما (روس) طرف خواهد بود نه انگليس. اما مسيله ايران از اين قرار نيست. در مدت قرون متماديه اهتمامات كثيره دولت روس هميشه مصروف بوده است به اينكه از راهي به درياي محيط برسد. يكي از نتايج پيشرفت روس در آسياي مركزي اين است كه ايران به كلي تحت نفوذ همسايه شمالي خود آمده است و به اين وسيله ممكن شده است كه دولت روس راهي به خليج فارس يعني به اقيانوس هند به هم برساند. مسيله ايران براي دولت روس مهم ترين مسيله خواهد بود و در اين باب هيچ گذشتي جايز نيست و مادامي كه اين مسيله حل نگردد دولت روس به هيچ وجه نمي تواند اتفاق و اتحادي با انگليس به هم برساند. دولت روس هيچ ضرري براي هندوستان نخواهد داشت و منافع دولتين روس و انگليس به قدري با هم مخالف نيست كه نتوانند اتفاق به هم برسانند و دولت انگليس به خوبي مي تواند در مسيله ايران گذشت نمايد. بزرگترين دشمن انگليس دولت روس نيست بلكه آلمان است. در هر مسيله كه دولت آلمان غلبه بر انگليس نمايد اين عليه نظرهاي روس خواهد بود. اتفاق روس و انگليس اسباب تسهيل پيشرفت روس در ايران گرديده و از طرف ديگر انگليس قادر بر مقاومت آلمان خواهد شد.

اين نحوه تقسيم جهان به دو جنگ منجر گرديد و با تشكيل سازمان ملل جهان نظامي پيدا كرد كه به آن نظام دوقطبي اطلاق گرديد. رقابت تسليحاتي بين دو بلوك غرب به رهبري آمريكا و شرق به رهبري شوروي و تلاش براي جذب هر چه بيشتر كشورهاي جهان سوم رقابت اصلي دوران موسوم به جنگ سرد را تشكيل داد.

تلاش خروشچف براي بهبود روابط با آمريكا، چين را به شوروي بدبين ساخت و جدايي اتحاد شوروي و چين اولين شكاف را در نظام دوقطبي به وجود آورد. گرايش چين به آمريكا توازن قدرت را در جهان تحت تأثير جدي قرار داد، پيروزي انقلاب اسلامي با هويتي مستقل و تأثير بسيار واضح آن بر جنبش هاي رهايي بخش و خروج ايران از بلوك متحد آمريكا در خاورميانه به تعارض در درون ساختار نظام دوقطبي دامن زد. اسلام گرايي ناشي از انقلاب اسلامي به بحران هويت در خاورميانه دامن زد حتي بخش هاي مسلمان نشين شوروي تحت تأثير قرار گرفت. تعارضات درون نظام بين الملل تشديد شد و نظام دوقطبي نتوانست دوام بياورد.

در تعريف نظام بين المللي گفته مي شود كه: محيطي است كه در آن همه كشورهاي جهان با نظرات و عقايد و تأثيراتي كه دارند در حال تعامل با يكديگر هستند. نظام بين الملل بر اساس تفاوت درجه قدرت اعضاء آن پايه گذاري مي شود و ثبات آن نيز بستگي به توان و مديريت قدرت و نيز رضايت بازيگران اصلي به وضع موجود و قواعدي است كه دارند. به عبارت ديگر نظام بين الملل بر پايه وضع موجود و توزيع قدرت در آن شكل مي گيرد.

حال جمهوري اسلامي در محيطي زيست مي كند كه نظام دوقطبي به دلايلي كه گذشت فرو پاشيده است اما نظام فعلي جهان بر چه پايه اي استوار استي

كليه نظريه پردازان روابط بين الملل معتقدند كه نظام جديد در مرحله ابتدايي شكل گيري خود قرار دارد. نقش ها و رفتارهاي كشورها هنوز حالت الگو و سازمان يافته به خود نگرفته است. به عبارت تخصصي تر بازيگران از آزادي عمل وسيعي برخوردارند و رفتار متفاوتي از خود نشان مي دهند. اما رفته رفته با شكل گيري ساختار اين آزادي ها محدود مي شود.

از سال 1991 و با فروپاشي شوروي، نظام دوقطبي پايان يافت و نظام بين الملل در دوران انتقال به دوران جديد به سر مي برد. اينكه چه اصول و قواعدي حاكم خواهد شدي بازيگران اصلي چه كساني خواهند بودي و نقش هر بازيگر به عنوان قطب قدرت يا آنگونه كه آمريكا مي خواهد در سلسله مراتب قدرت چه خواهد بودي همه موضوع اصلي و با اهميت هستند.

يكي از نظريه پردازان روابط بين الملل به نام "استانلي هافمن" اعتقاد دارد كه جهان كنوني با جهان دوران سرد هيچ شباهتي ندارد. در اين جهان بازيگران انواع مختلفي از قدرت را دارا خواهند بود. از نظر نظامي روسيه، از نظر اقتصادي و مالي ژاپن و آلمان، از نظر جمعيتي چين و هند، از نظر اقتصادي و نظامي آمريكا بازيگران نظام را تشكيل مي دهند.

"كيسينجر" نظام بين الملل را در دوران انتقال خود متشكل از شش قدرت عمده مي داند: آمريكا، اروپا، چين، ژاپن، روسيه و هند. كه همگي مقهور قدرت نظامي و اقتصادي و رهبري آمريكا هستند. بر همين مبنا جرج بوش (پدر) نظام جهان را به صورت سلسله مراتب تعريف كرده كه بر آن اساس آمريكا با داشتن قدرت نظامي و اقتصادي كاملاً فايق بر ديگران و توانايي رهبري شايسته و طيف وسيعي از محققان و دانشمندان قدرت هژمونيك بوده و كشورهاي ديگر بر مبناي سياست هاي اتخاذ شده وي و چالش هاي تعريف شده توسط او بايد تنظيم شوند.

اين تعابير از سال 1991 تاكنون توسط دولت مردان آمريكايي به دفعات بيان شده و در بسياري موارد آن را اعمال كرده اند. طرح تروريسم به عنوان چالش اصلي نظام بين الملل، حمله به افغانستان و عراق و يا اعمال نظر در سازمان تجارت جهاني را مي توان از نمونه هاي بارز اين تفكر دانست.

اما بر خلاف آمريكا قدرت هاي ديگر جهاني علاقه اي به سلطه كامل آمريكا نداشته و در تلاش براي تأثيرگذاري بر اين روند هستند. مثلاً "ژاك شيراك" رييس جمهور فرانسه قبل از حمله آمريكا به عراق مي گويد: جهان دوقطبي كه ما قبلاً مي شناختيم از ميان نرفته و جهان آينده يك دنياي چند قطبي است . يا بنا به گفته "لي پنگ" نخست وزير چين در سال 1998: زمان قدرت طلبي يك ابر قدرت بر ديگر كشورها خاتمه يافته است و جهان در حال پيشرفت به سوي چند قطبي شدن است و ظرف 15 سال يا بيشتر يك ساختار قدرت چند قطبي در جهان شكل خواهد گرفت.

در مورد چين علي رغم نظريه پردازي ها بايد توجه داشت كه چين اعتقاد دارد كه براي تبديل شدن به يك قدرت مؤثر و اول جهاني بايد توان ملي را بالا برد و به اين منظور بايد محيط مسالمت آميز واقعي در اطراف سرزمين خود به وجود آورد. آن ها مي دانند كه رشد اقتصادي آن ها داراي مضامين سياسي و قدرت طلبانه است به همين دليل توجه به رشد علمي و فن آوري نكته اتكاء سياست هاي آن هاست.

فدراسيون روسيه نيز كه خود را ميراث دار شوروي سابق مي داند در تلاش است تا در رده بندي نظام بين الملل و ساختار آن نقش و جايگاه درجه اول به دست آورد. اما وجود معضلات اقتصادي، وابستگي به كمك هاي اقتصادي غرب تا حدود زيادي جلوي اين كشور را گرفته است. روسيه بعد از شكست سياست استفاده از سرمايه غرب براي بازسازي در دوران يلتسين تغييرات قابل توجهي در روابط خود با غرب در دوران پوتين به وجود آورد و سعي كرد تا براي فايق شدن به مشكلات خود در داخل و محيط بين الملل به ايتلاف هايي با چين و هند روي بياورد و از تك قطبي شدن ساختار نظام بين المللي به وسيله آمريكا جلوگيري كند.

از ميان صاحبنظران با نفوذ ترين فردي كه در تقسيم بندي جهان مسايل ايديولوژيكي را نيز دخالت داده بايد به "برژينسكي" اشاره كرد. وي معتقد است: شش منظومه قدرت در جهان در دوران انتقال وجود دارد كه گاهي با يكديگر سازش و همكاري مي كنند و گاه در چارچوب روند سياسي مستقل و در عين حال بي ثبات با يكديگر به رقابت مي پردازند. اين شش منظومه عبارتند از: آمريكاي شمالي، اروپا، آسياي شرقي، آسياي جنوبي، اوراسيا و مجموعه مسلمانان. وي معتقد است كه به جاي ظهور يك نظم نوين جهاني كشورهاي صاحب قدرت و ثروت گرد هم تشكيل مي شوند تا بتوانند با رقباي خود بهتر مبارزه و از منافع خود بهتر محافظت كنند.

هالستي متفكر ديگر روابط بين الملل مي گويد: در نظام چند قطبي انعطاف پذيري ميان بلوك ها، امكان تشكيل اتحاديه هاي كوتاه مدت و تغيير ايتلاف ها و احتمالاً يكپارچگي در قياس با نظام دوقطبي بيشتر است. همچنين در نظام چند قطبي عرصه انتخاب براي اعضا يك بلوك اعم از رهبران بلوك يا پيروان، گسترده تر از نظام دوقطبي است.

حال پس از بررسي نظري نظام بين الملل سيوال اين است كه آيا بالاخره نظام چند قطبي شكل گرفته است يا نهي

صاحبنظران معتقدند با توجه به:

۱ علاقه اروپا به برداشتن تحريم تسليحاتي چين

۲ موفقيت برزيل به تشكيل اتحاديه كشورهاي آمريكاي جنوبي به عنوان رقيب F.T.A.A

۳ مخالفت جدي هند با فروش تسليحات به پاكستان

007695.jpg

4 مخالفت هماهنگ آلمان و فرانسه براي آموزش سربازان عراقي

۵ و در نهايت مخالفت روسيه با تروريست خواندن حماس

نظام چند قطبي تقريباً مراحل انتهايي ساختاري خود را طي مي كند.

اما شاهد هستيم كه آمريكا توانست جلوي لغو تحريم تسليحاتي چين را توسط اروپا سد كند. همچنين بر مخالفت هاي فرانسه و آلمان در مورد نحوه آموزش سربازان عراقي تأثير مثبت بگذارد. آمريكا هند را به عنوان شريك استراتژيك خود انتخاب و برنامه اي براي تقويت اين كشور در مقابل چين را در دستور كار قرار داده است.

به تعبير برژينسكي: منظومه كشورهاي مسلمان طيفي از قدرت و ثروت را در اختيار دارند اما فاقد قدرت تأثيرگذاري مشترك بر نظام بين الملل هستند. در بين اين كشورها تنها ايران است كه قدرت و ثروت و جمعيت را با يكديگر داشته و مي تواند به طور اصولي به عنوان نماينده اين كشورها از حقوق آن ها دفاع نمايد يا آن ها را در اتحاديه هايي مجتمع نمايد. از اين زاويه است كه مي توان به وضوح مشاهده كرد كه بازيگران ديگر ضمن اينكه علاقه اي به حضور رقيب ديگري در مجموعه خود ندارند تلاش دارند موقعيت ايران در بين كشورهاي اسلامي نيز از عامل وحدت به عامل تشنج تبديل گردد.

در يك جمع بندي مرحله اي مي توان گفت نظام بين الملل در حال حاضر مركب از بلوكي به رهبري آمريكا شامل اروپا و ژاپن كه هند را نيز متمايل به اين بلوك بايد در نظر گرفت و قطب هايي چون روسيه، چين و جريان اسلامي است كه در تقابل با يكديگر به صورت دو به دو و چند تايي در جهت تثبيت موقعيت خود و حذف رقيب فرعي هستند. حال در اين وضعيت آرايش نيروهاي جمهوري اسلامي يا بايد بتواند با تشكيل بلوك اصلي كشورهاي اسلامي خود بر روندها تأثيرگذار باشد يا اينكه در اتحادهاي مرحله اي با عناصر ديگر، شرايط خود را براي مرحله بعدي استحكام دهد. و به هيچ وضعي نيز به صورت دايمي نگاه نكند و همه شرايطي را متغير و در كوتاه مدت ببيند.

بررسي شرايط هند و چين و روسيه در قبال موضوع هسته اي ايران بسيار با اهميت است، هند به ايران صرفاً به منزله تأمين كننده انرژي نظر مي اندازد. از اين بابت ضعيف ترين حلقه در بين كشورهاي جهان سوم متمايل به ايران است. اين كشور در مقابل پيشنهاد همكاري و كمك آمريكا براي تأسيس نيروگاه هاي اتمي و نوسازي آن ها در مقابل چشم پوشي از گاز ايران به سرعت واكنش مثبت نشان داد و عليه ايران در قطعنامه هاي آژانس رأي داد، چين به ايران هم از نظر سياسي و هم از نظر تأمين انرژي نگاه مي كند و مي تواند نيازمندي متقابل امنيت و انرژي را براي ايران تأمين كند. اما از زاويه ديگر شاهد تلاش چين براي جلوگيري از وابستگي زياد به انرژي ايران هستيم.

اين كشور با قرارداد اخير خود با عربستان كه در آن ذخاير استراتژيك فروش نفت عربستان در خاك چين تأسيس خواهد شد مي تواند ضريب امنيتي دسترسي به نفت را براي خود افزايش دهد، و نياز كمتري به ايران احساس نمايد.

از طرف ديگر چين علاقه مند نيست تا سال 2025 به درگيري هاي مصطلح جهاني بپيوندد. لذا چين رفيق نيمه راه است و بايد توجه داشت كه اتكاء زياد به اين كشور فعلاً بي جواب خواهد ماند. رأي ممتنع چين در مرحله اول و رأي مثبت آن ها به قطعنامه دوم نشانگر اين واقعيت است.

روسيه آخرين كشور اصلي باقي مانده در حلقه قطب هاي مطرح جهان است كه ايران مي تواند به او چشم بدوزد تا خود را از مرحله اي از يك بحران خارج كند. به اين موضوع مي توان بيشتر پرداخت.

چه بايد كرد

امام حسين(ع) در توصيه اي براي سعادت مند شدن به مواردي اشاره مي كند كه دو مورد آن در محيط سياسي قابل استفاده است و بقيه جنبه فردي دارد.

۱ بردباري در سختي ها

۲ استفاده از عقل و جلوگيري از شتاب در تصميم گيري

شرايط فعلي حاكي از آن است اتحادي از كشورهاي قدرتمند حتي اگر آن را ناپايدار بدانيم در مورد نحوه برخورد با ايران به وجود آمده است. آن ها با پيش بيني رفتار ما سه مسير را محتمل مي دانند:

۱ آغاز غني سازي

۲ خروج از پروتكل الحاقي

۳ خروج از NPT

تا به حال رفتار ما نشان داده است كه پروتكل الحاقي را تحت عنوان عدم تصويب آن در مجلس متوقف كرده ايم. در مورد آغاز غني سازي هنوز اقدام واضحي صورت نداده ايم، امّا گرايش هايي براي اين امر وجود دارد. اما اعلام كرده ايم كه از NPT خارج نمي شويم. اما اين مواضع تأمين كننده خواست طرف مقابل ايران نيست. بنابر اين احتمال دارد كه علاقه مند باشند مرحله بعدي سناريوي خود يعني احاله موضوع ايران به شوراي امنيت را به طور جدي دنبال كنند. اگر موضوع به شوراي امنيت احاله شود دو احتمال وجود خواهد داشت:

الف) شورا ايران را تقبيح و از ايران بخواهد فوراً فعاليت تبديل و غني سازي را متوقف كند و از آژانس هم بخواهد كه دوباره گزارشي از برنامه اتمي ايران تهيه نمايد.

ب) ايران را بر اساس بند 7 منشور سازمان ملل به عنوان عامل بي ثباتي در صلح و امنيت بين المللي مورد بررسي قرار دهد كه 2 احتمال پيش رو خواهد بود

۱ تحريم اقتصادي بر كشوري 70 ميليوني با روابط تجاري 80 ميليارد دلاري و داراي صادرات نفت و گاز. شرايط ايران نشان مي دهد كه تحريم ها ناكارآمد بوده اما تأثيرات اجتماعي و اقتصادي بر كشور خواهد داشت.

۲ اقدام نظامي؛ اگرچه موافقت شوراي امنيت با اقدام نظامي بسيار نامحتمل به نظر مي رسد اما اگر قطعنامه ها ايران را تهديد به عواقب ناگوار در صورت عدم تمكين به دستورات خواسته شده كند، همان گونه كه در بحث عراق صورت گرفت آن وقت احتمال اقدام يكجانبه آمريكا و كشورهاي هوادارش افزايش پيدا خواهد كرد تا تفسير مورد نظر خود را از قطعنامه ها اعمال كنند.

بنابراين تصوير و مسيرهاي پيش رو از نظر مخالفين ما كاملاً مشخص است.

اتهام ايران در جهان بي اعتباري امنيتي است. دنيا از آن جهت كه نظام ايران با نظم و فلسفه آن ها براي اداره جهان مخالفت مي كند به او بي اعتمادند و حل اين معضل چندان ساده به نظر نمي رسد. بنابراين تا تقويت پايگاه و با استفاده از فرصت هايي كه براي جهان اسلام به وجود مي آيد بايد بلوك كشورهاي اسلامي را تقويت و منسجم نمود و از هرگونه برخورد احتمالي زودتر از زمان پرهيز نمود.

هر اقدامي را مي توان به صورت تاكتيكي برنامه ريزي كرد و طرف مقابل را وادار كرد كه در شرايط جديدتري برنامه ريزي كند. بطور مثال خروج از NPT را با ارايه دادخواست به دادگاه بين المللي لاهه همزمان كرد. زيرا به نظر نمي رسد كه طي مسيرهاي فعلي در آژانس بين المللي انرژي نتيجه مثبت و مشخصي را داشته باشد. ايران مي تواند از دادگاه بين المللي لاهه براي رسيدگي به بندهاي خارج از عرف و ضوابط شوراي حكام در قبال ايران رسيدگي كند. و به موازات آن درخواست خروج از (NPT) را به دليل اعمال نفوذ كشورهاي قدرتمند و جلوگيري از تحقق حداقل نيازمندي هاي تحقيقاتي ايران و استفاده صلح آميز انرژي هسته اي بنمايد. و براي حفظ اطمينان بين المللي، به آژانس نيز اجازه دهد از فعاليت هاي اجرايي خود بازرسي نمايد. و براي اين روند 3 2 سال وقت دهد كه اگر آژانس موقعيت ايران را عادي نشان داد به (NPT) باز گردد. تا با اين ديپلماسي بتواند شرايط جديدتري به وجود آورد و احتمال به وجود آوردن هماهنگي با قطب هاي مطرح نيز پيگيري شود.

خروج از (NPT) خطرناك نيست. كشورهاي خارج از (NPT) كه همگي داراي حتي تسليحات اتمي هستند هيچكدام برچسب خطرناك نخورده اند. اين روش توسط كره شمالي مورد استفاده قرار گرفت و علي رغم اعلام مكرر آژانس بين المللي انرژي اتمي مبني بر عدم همكاري اين كشور با مقررات آژانس، شوراي امنيت فقط توصيه كرده است كه كره شمالي بار ديگر به NPT ملحق شود.

روش خروج از NPT در ماده 10 اين مقررات آورده شده است. بر اين اساس كشور عضو NPT در صورتي كه منافع ملي خود را در خطر ببيند مي تواند با يك ضرب الاجل 3 ماهه از اين قرارداد خارج شود، و مراتب را با ذكر دلايل خود به اعضاء و شوراي امنيت سازمان ملل منعكس نمايد.

خروج از NPT از زاويه مواضع همسايگان كشور مفروض، رقبا و نيز خطر درازمدتي كه به صلح و امنيت بين المللي مي تواند وارد كند مدنظر قرار مي گيرد.

به هر صورت و با اتخاذ هر شيوه اي به نظر نمي رسد كه نظام بين الملل علاقه مند باشد كه كشور قدرتمند ديگري در صحنه حاضر شود مگر اين كه اين كشور شايستگي خود را در اعمال اراده خود نشان دهد براي تحقق اين امر تأمين نيازمندي هاي زير ضروري است.

۱ اقناع ملي؛ جلب حمايت كليه جناح ها و بخش هاي سياسي، علمي و اقتصادي و ذي نفوذ كشور براي حمايت از اين امر از طريق اقناع آن ها به دستاوردهاي اقتصادي سياسي و اجتماعي استفاده از انرژي اتمي، روش فعلي تشويق و تحريك مردم عادي اگر چه پسنديده است اما بخش ناچيزي از آن سياستي است كه بايد اتخاذ شود.

۲ ديپلماسي قوي با كشورهاي حاشيه ايران از عربستان تا افغانستان براي كاهش حساسيت ها و توضيح سياست ها.

۳ تلاش براي به وجود آوردن زمينه تفاهم بيشتر با چين و روسيه.

۴ جلوگيري از تحريك بي مورد كشورهايي كه مي توانند حتي يك رأي به نفع ما داشته باشند مثل ليبي بر اساس كارشناسي دقيق و سوابق تاريخي.

۵ طراحي سياست هاي غيرمحسوس و با واسطه براي نشان دادن اراده كشور و نظام براي تحقق خواست هاي عادلانه خود.

۶ آمادگي لازم براي مقابله با تحريم هاي هوشمند مورد نظر آن ها




نکته : شوراي امنيت آمريكا غني سازي ديپلماتيك نظامي شيعه


منبع: همشهري ديپلماتيك، شماره ۸۷

 


 









 

 
 

?شبکه ترور صیونیسم
?جهانی شدن و عصر ظهور
?علم شناسي فلسفه دين  و كلام جديد
?نگرشي به مكتب هاي ضد اخلاقي
?آمريكا، ايران و جهان اسلام
?غرب در پی استیصال فلسطین
?می ترسید یا از اسکورت لذت می برید؟
?روزی کرزی مایه امیدواری افغانستان بود
? حمایت غربی ها از اسرائیل عامل اصلی ادامه جنگ
? درد فلسطین و جهان زورمدار
? لبنان رسانه ها و دولت
? دلالت های شکست ارتش اسرائیل
? علل تشنج آفرینی رژیم صهیونیستی در منطقه
? دستاورد روانی اقدامات شجاعانه حزب الله در لبنان 
? اهداف اسرائیل در لبنان
? حقوق جنگ و نقض آن توسط اسرائیل
?دستاوردهای ابتکار تازه حزب الله لبنان
?  چرا غرب ملت فلسطین را محاصره کرده است؟
? علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان و نویسندگان 
?   پیدایی حزب الله لبنان و رویایی با جبهه های سه گانه 
?   علی (ع) همچنان ناشناخته  
?  آفرین لبنان، آفرین مقاومت 
?  لبنان معجزه مقاومت
?  شرق میانه جدید در حال تولد است؟ 
?  حزب ‏الله پیروز شد
?  حزب الله به الگوی قهرمان، نماد شجاعت وسمبول مقاومت جهان عرب تبدیل شده است
?  پیروزی مقاومت لبنان مسجل بود


گزیده رسانه ها